؛ کاروان در وسط کویر کاروانسالار را گم کرده و زنگولههای شتری که با آن حرکت میکند نیز در شنها فرو رفته است. ولی به جای اینکه به دنبال کاروانسالار بگردد، به دنبال زنگولههای شترها میگردد. عجیب است که آنها دنبال زنگولههای شتر میگردند ولی دنبال کاروانسالار نمیگردند؛ چراکه بدون کاروانسالار و راه بلد نمیشود از کویر عبور کرد.

وی با بیان اینکه «متاسفانه وقتی ما از امام(ره) صحبت میکنیم، برخی از افراد جاهل و سطح پایین شروع به مسخره کردن، میکنند» ادامه داد: امکان ندارد که قله کمال را بدون رهنما طی کرد. جای تعجب است که ما از رهنما غافلیم ولی به دنبال زنگولههای شتر در شنها هستیم. این دنیای مادی همان زنگولههای شتر هستند که ما دنبال آن میگردیم ولی راهبلد را کنار گذاشتیم.
خدا در دانشگاه کلمبیا با ما بود
وی در بخش دیگری از صحبتهایش حضور در دانشگاه کلمبیا و اتفاقات رخ داده در آن را یادآور شد و گفت: خدای متعال در دانشگاه کلمبیا با ما بود. برخی دوستان به من میگفتند که چرا صحنه دانشگاه را ترک نکردید و من به آنها گفتم که کسی حق نداشت این صحنه را به نفع دشمنان مردم ایران ترک کند.
دانشجویان با سر دادن تکبیر حمایت خود را از این اقدام رییسجمهور اعلام کردند و احمدینژاد ادامه داد: آنها به طرز احمقانهای برنامه ریزی و پیشبینی کرده بودند که ملت ایران را تحقیر کنند ولی نتوانستند.
دانشجویان رییسجمهور را تشویق کردند و او افزود: ساعتی بعد از حضور در دانشگاه کلمبیا بسیاری پیام تقدیر فرستادند و از اقدام مسوولان دانشگاه کلمبیا اعلام برائت کردند.
آماده برای ماموریت بزرگ
در حالی که دانشجویان باز هم رییسجمهور را تشویق میکردند، احمدینژاد خطاب به آنها گفت: گفت: باورم این است و به شما نیز میگویم که بشر هنوز به جایی نرسیده است و بعد از این اتفاقاتی در زندگی بشر باید رخ دهد. باور من این است که حرکت آخرین آغاز شده و خداوند اراده کرده است تا بینی ظالمان را به خاک ذلت بکشاند.
دانشجویان تکبیر گفتند و رییسجمهور خطاب به آنها ادامه داد: خودتان را برای یک ماموریت بزرگ و جهانی آماده کنید. امروز مطالبات فزایندهای از ما وجود دارد. در ملاقاتهایی که من و همکارانم داریم کشورهای مختلف از ما تقاضای همکاری میکنند و میگویند مثلا مشکلات اقتصادی ما را حل و در زمینه فناوری به ما کمک کنید.
وی تاکید کرد: ما باید به سرعت مسائل را در حوزه جغرافیایی ایران حل کنیم و میتوانیم. گرچه دشمن تلاش میکند که دائم القاء کند که ما نمیتوانیم. هنگامی که امور را در دست گرفتم شعار ما میتوانیم را بیان کردم. کسی از من پرسید که آیا همچنان با همان عزم باز هم میگویی ما میتوانیم؛ گفتم که اکنون با عزم و شدت بیشتر از قبل میگویم که ما میتوانیم. عزم، امید و باور من این است که با همین جوانان و دانشجویان میتوانیم کشور را بسازیم و عزم و امید من 100 برابر قبل است. دانشجویان تکبیرگویان به تایید این سخنان پرداختند.