صباح متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: چند سال قبل ، پس از اختلاف هایی با همسرم از او جدا شدم و از یک سال ونیم پیش با خودرویم در یک مرکز خدماتی کار می کردم ، همانجا با مادر مقتول آشنا شدم ، چند ماه پس از شناسایی وقتی متوجه شدم که وی هم با داشتن 4 فرزند از شوهرش جدا شده است ، تصمیم به ازدواج گرفتم و او را به عقد موقت خود درآوردم.
از آن روز به بعد، فرزندانش بنای ناسازگاری با من گذاشتند و مدام با هم مشاجر می کردیم. اما لیلا مقتول درگیری هایش با من بیشتر بود، به طوری که وقتی من به منزل آنها می رفتم ، او خانه را ترک می کرد. متهم ادامه داد: روز حادثه برای برداشتن شناسنامه ام از محل کار به منزل رفتم ، اما هر چه جستجو کردم ، آن را پیدا نکردم ، عصبانی شدم و سردرد گرفتم.
از معصومه خواستم برایم از داروخانه قرص بخرد که با رفتن او از منزل ، من و لیلا تنها شدیم. از او سراغ شناسنامه ام را گرفتم که گفت آن را برداشته و نمی خواهد برگرداند. با هم درگیر شدیم و در اوج عصبانیت ، سیلی محکمی به صورتش کوبیدم که تعادلش را از دست داد و سرش به شوفاژ اتاق اصابت کرد و روی زمین افتاد. خیلی ترسیده بودم ، چند بار صدایش زدم ، اما جوابی نداد. هراسان او را داخل یک فرش پیچیدم و در حال خارج شدن از منزل ، معصومه مرا دید، اما بی توجه به او بسرعت محل را ترک کردم و با گذاشتن جسد داخل خودرو 36 ساعت در خیابان های شهر پرسه زدم تا سرانجام جسد را داخل یک نایلون آبی رنگ قرار دادم و نیمه شب به بیابان های اطراف شهرک ملک آباد کرج روبه روی زمین فوتبال مخروبه انداختم و به منزل پدرم برگشتم که دستگیر شدم.
کشف جسد مقتول در بیابان های شهر
به دنبال اظهارات مرد قاتل ، کارآگاهان جنایی روز گذشته به همراه متهم به محلی که وی جسد مقتول را رها کرده بود، مراجعه کردند و پس از جستجوی فراوان ساعت 12 ظهر موفق به کشف جسد دختر 16 ساله شدند.
بنابراین گزارش ، روز گذشته جسد مقتول به پزشکی قانونی و مرد قاتل با قرار بازداشت موقت برای ادامه تحقیقات ، به اداره جنایی پلیس آگاهی استان تهران منتقل شد.