ساعت 23 شامگاه دوم مهر امسال ، یکی از اهالی ماهدشت کرج هنگامی که به سمت منزلش مراجعه می کرد، متوجه فریادهای کمک خواهی مردی در حاشیه جاده شد.به این ترتیب به وی نزدیک شد و متوجه 2 مرد جوان شد که با ضربه های چاقو زخمی و در این محل رها شده اند. بنابراین وی با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و ماجرا را اطلاع داد.
به دنبال تماس این مرد، کارآگاهان جنایی پلیس استان تهران به محل حادثه اعزام و با دستور بازپرس حسینی رازلیقی ، کشیک ویژه قتل ، مردان زخمی برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، اما یکی از آنها در میانه راه جان باخت.
به دنبال مرگ این مرد، جسد وی به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران به تحقیق از همراه زخمی وی پرداختند. علی مرد زخمی در اظهاراتش گفت: من و دوستم ایمان (مقتول) با یک دستگاه خودروی پژو به سمت منزل یکی از دوستانمان می رفتیم که مردی به عنوان مسافر سوار خودرویمان شد و خواست او را تا مسیری برسانیم که قبول کردیم ، اما مرد مسافر در میانه راه با چاقو تهدیدمان کرد و در یک لحظه به سویمان حمله کرد تا خودرو را به سرقت ببرد که من و ایمان مقاومت کردیم و او هر دویمان را زخمی کرد و با خودروی پژو متواری شد.
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار ماموران قرار داد، کارآگاهان جنایی به سرپرستی سرهنگ رحمانی و سروان عباسقلی جستجوی ویژه ای را برای یافتن مرد قاتل آغاز کردند و مشخصات وی و خودروی مسروقه به تمامی گشتهای پلیس مخابره شد تا این که چند ساعت بعد به مرکز پلیس خبر رسید که یک دستگاه خودرو پژو نقره ای رنگ بدون سرنشین در چند کیلومتری محل حادثه رها شده است. به این ترتیب خودروی مکشوفه به پارکینگ پلیس منتقل شد.
دستگیری 9 ساعت بعد از قتل
تحقیقات پلیسی برای یافتن قاتل فراری ادامه داشت تا این که ساعت 8 بامداد دیروز ماموران کلانتری 11 مرکزی کرج هنگام گشتزنی در سطح شهر، متوجه مردی شدند که هراسان وارد یک مغازه لباس فروشی شد، ماموران به تعقیب وی پرداختند و پی بردند مشخصات وی با قاتل فراری مطابقت دارد. بنابراین وی را دستگیر و به اداره جنایی پلیس آگاهی استان تهران تحویل دادند.
با انتقال مرد قاتل به مرکز پلیس وی بصراحت به قتل (ایمان) اعتراف کرد.
پایان معامله با جنایت
متهم اعتراف کرد وقتی قصد خرید مواد مخدر را داشتم فروشندگان مواد مخدر قصد فروش نمک به جای مواد مخدررا داشتند که بر سر این موضوع باآنها درگیر شده و هردونفر را با چاقو مجروح کردم و قصد تعویض لباس های خونی خود را داشتم که دستگیر شدم.