نقشی از خیال

نقش زنان به عنوان نیمی از جامعه در همه عرصه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نقشی غیرقابل انکار است.
کد خبر: ۱۴۶۷۵۵

نقشی که شالوده آن در خانواده بنا نهاده می شود و زن به عنوان رکن اصلی این نهاد اجتماعی در ساختن جامعه نقشی کلیدی دارد.
در این راستا رسانه های تصویری اعم از سینما و تلویزیون نیز به نقش بی بدیل زن در تربیت نسل آینده و فراهم ساختن زمینه های خانواده آرام و مستحکم توجه ویژه ای دارند.
توجهی که متاسفانه گاه دچار افراط و تفریطهایی می شود و زن نه آن گونه که هست و باید باشد ، به تصویر کشیده می شود. گزارش زیر به آسیب شناسی نقش زن در رسانه های تصویری می پردازد.


تصویر رایج زن ایرانی را در فیلمها و سریال های خانوادگی می بینیم. برنامه هایی که اگرچه می کوشند به زنان نقشی پررنگ تر بدهند اما در عمل در کلیشه ها گرفتارند. در صورتی که هر تصویر جدیدی از زن ایرانی را می توان یک اتفاق در دنیای رسانه دانست ، شاید مثال هایی هم بتوان زد و از زنانی بتوان گفت که از بند نقشهای همیشگی رها شده اند و چهره ای تازه از زندگی واقعی زن امروز را به تصویر کشیده اند. زنان مدیر ، زنان وکیل ، زنان پزشک ، آموزگار و برتر از همه زنان ایثارگری که در طول تاریخ نقشهای حیاتی داشتند. زنانی که در انقلاب و جنگ و پس از آن در عمق حادثه بودند و سرنوشت خود را با حماسه گره زده اند اما همه اینها چه سهمی از کل ماجرا دارند. به نظر می رسد حتی در جایی که چنین زنانی داستانی ساخته اند و پیشی برده اند ، جایی که زن یا زنانی وظیفه ای به عهده گرفته اند و برنامه سازان و برنامه ریزان و سیاست نویسان اداره کرده اند که آنها در جایی برتر بنشانند ، همه چیز در حد یک نمایشی باقی مانده است . در اینجا دو پرسش مطرح می شود. اول این که آنچه به عنوان سیمای زن می توان از رسانه دید، تا چه حد با واقعیت های بیرونی جامعه ایرانی هماهنگی دارد؛ دوم این که رسانه که مسوولیت الگوسازی را به عهده دارد ، با آنچه از زن به تماشا می گذارد ، چه مرزهایی از موفقیت را می پیماید؛ کارشناسان بویژه جامعه شناسان می پرسند زن مطلوب در جامعه امروز ما همین است که می توان در سیما به تماشای آن نشست . زنی که در پیشبرد کشورش نقش بزرگی به عهده دارد و حضورش را در تمامی حرکتها می توان به چشم دید اما این نقش در بسیاری از برنامه های رسانه به خانه داری و بزرگ کردن فرزندان خلاصه می شود. این دو پرسش را می توان سوال های بنیادی در این زمینه دانست که با وجود پاسخ های بسیاری که در بر داشته اند ، به دلیل آنچه همچنان در رسانه ملی می بینیم و فاصله ای که با وضعیت مطلوب داریم ، باید همچنان به آنها پرداخت و به دنبال جوابی برای آنها بود.

حرف های ناگفته

درباره زنان چه حرفهایی ناگفته مانده است. کدام حرفها از فرط تکرار تبدیل به راهکارهایی بیهوده یا احیانا مخرب شده اند؛ دکتر مجید فرهنگ ، استاد دانشگاه در این باره می گوید: «زن ایرانی امروز مختصات خود را دارد. شرایطی که البته با مردان متفاوت است و با زنان نسلهای گذشته نیز تفاوت چشمگیر دارد. اما این که این تفاوت ها چیست ، زنان امروز چه می خواهند و تحت چه شرایطی رشد می کنند، مسائلی نیست که در تلویزیون به آن پرداخته شود. شما نگاه کنید که تعداد قبولی دانشگاه در میان زنان هر سال بالاتر می رود و آنها در این رقابت پسرها را پشت سر گذاشته اند. اما هیچ برنامه ای ندیده اید که به دلایل این رشد پرداخته باشد حتی نمایشی ندیده اید که در آن شرایط دختران ما که توانسته اند به این سطح برسند جدی گرفته شده باشد.اما این تنها نیمی از ماجراست . نیم دیگر آن ویژگی های جامعه است که برای زنان حرمتی بیشتر قائل است و این ارج و احترام که از ارزشهای ایرانی و اسلامی ناشی می شود ، می تواند به تاثیراتی بینجامد که از نگاه عده ای حذف با محدودیت است.

نادیده گرفتن ارزش ها


دکتر محمودرضا مهرابی ، جامعه شناس و محقق در زمینه حقوق زنان معتقد است : توجه به مفهوم توسعه بدون در نظر گرفتن تفاوت ها و تحولاتی که در گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن به وجود می آید ، بی معناست.
جامعه ایران ارزشگر است اما عده ای فقط ارزش ها را نادیده گرفتن نهادهای جامعه مدرن می دانند. از مشکلاتی که زنان با آن دست به گریبانند ، بویژه تصویری که از آنها در تلویزیون دیده می شود همین است.
واقعیت این است که در حال حاضر زنان در تمامی حوزه ها دوش به دوش مردان در حال فعالیتند و فاصله آنها که در گذشته به پهنای دره ای عمیق بود، روز به روز کمتر می شود.
زنان امروز در تمامی مشاغل حضور فراگیر دارند. زنانی که مدیریت در بالاترین سطوح را تجربه می کند ، زنانی که مهمترین تخصص ها را دارند و حتی زنانی که به عنوان راننده تاکسی شهر را به تسخیر درمی آورند ، نمونه ای از این دست اند اما برای آن که زنان بتوانند نقش خود را به شکل بهتری ایفا کنند ، نیاز به فرهنگ سازی و هویت بخشی دارند اما چنین هدفی در برنامه های حال حاضر صدا و سیما چقدر برآورده می شود؛
فرخنده کیهانی ، تهیه کننده تلویزیون در این باره می گوید: چهره زن ایرانی در بیشتر برنامه های تلویزیونی و سریال های نمایشی معیوب و خنثی است.
ممکن است چهره ای که تاکنون از مادر و زن در برنامه های تلویزیونی ترسیم شده ، مثبت باشد اما این چهره خوب و مثبت ، خنثی است. ما بیشتر مادر را موجودی با عواطف فاقد فکر می بینیم. این در حالی است که همین مادرها هم در زندگی واقعی نقشی بسیار پیچیده و ظریف را در جامعه بازی می کنند.

دکتر معصومه زمانی ، محقق حوزه زنان در این باره می گوید: شرایط دختران و مادران ما به هیچ وجه با زنان و دختران غیرایرانی قابل مقایسه نیست . ما در نمایشی که از زن داریم ، باید حدود و الزاماتی را رعایت کنیم که ارزشهای جامعه ایجاب می کند. زنان ما در جامعه هر چقدر هم فعال باشند، باز هم در کانون خانواده نقشی غیرقابل انکار به عهده دارند. این که تصویر زنان در سینما و تلویزیون چه شباهت ها و تفاوت هایی دارد، اگرچه بحث مهمی است اما باید از زاویه دیگر به آن نگاه کرد. تفکری که معتقد است سینما به هیچ وجه قدرت رقابت با تلویزیون را ندارد ، چه در تعداد مخاطبان و چه در عمق تاثیرگذاری با رسانه ای که حضوری شبانه روزی در خانه ها دارد ، قابل قیاس نیست .دکتر فرهنگ در همین زمینه می گوید: در سینمای ایران در این باره می توان افراط و تفریط زیادی دید. زنان تزئینی یا بیش فعال که رفتارهای غیرعادی و غیرقابل باور دارند که در جامعه ما روال نیست . نکته مهم این است که سینما تماشاگران محدودی دارد و آنها هم بیشتر برای سرگرمی به سینما می روند. نقش تلویزیون نقشی جدی تر است که بویژه طبقات آسیب پذیر جامعه بشدت از آن تاثیر می گیرند. کارشناسان متفق القول اند که تاثیری که تلویزیون بر زنان می گذارد، بسیار بیش از تاثیری است که بر مردان می گذارند. دلایل این تفاوت بسیار است . مردان به رسانه های دیگر و بویژه رسانه های مکتوب توجه بیشتری نشان می دهند و به دلیل روابط اجتماعی ، بیشتر مستقیما از جامعه اطلاعات و الگوهای خود را می گیرند اما زنان خانه دار ساعات بسیار بیشتری را پای تلویزیون ها می گذرانند. پروانه معصومی ، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون که در دهه 60خود به تنهایی نمادی از کاراکتر زن ایرانی در سینما بود ، درباره آنچه از خانمها در تلویزیون می توان دید ، می گوید: زن ایرانی جزو محکم ترین ، با شعورترین و بهترین زنان و مادران دنیاست و همه اینها می تواند در کنار هم قرار بگیرد و تصویری زیبا از زن ایرانی بسازد ولی در بسیاری مواقع زن ایرانی ای که در تلویزیون به تصویر کشیده می شود یا پای سماور است یا در آشپزخانه مشغول پلو دم کردن است.

جای خالی شتاب

می توان مطمئن بود که کلیشه بزودی شکسته نخواهد شد. همین حالا فیلمنامه نویسی را تصور کنید که بخواهد سریالی را بنویسد. قابل تصور است که این سریال اگر تاریخی و مذهبی نباشد و اگر شهروندان امروز را به تصویر بکشد ، باز هم زنان که با نقشهای کوچکشان تنها اشک خواهند ریخت و به مرتب کردن خانه خواهند پرداخت تا مردان تصمیمات بزرگ بگیرند و آنها را به اجرا درآورند.در این میان ، در پاسخ کسانی که می پرسند چرا در سریال های خارجی زنان پزشکان دهکده هستند یا پرستارانی جسورند یا حتی اگر در کاخ امپراتور حاضر باشند ، همه چیز حول محور تصمیمات و روابط آنها می گردد ، چه باید گفت؛ باید سکوت کرد و همه چیز را به آینده سپرد.باید به استثنائاتی اشاره کرد که هر از چندی ممکن است در یکی از شبکه ها به نمایشی در آینه یا باید امیدوار به تغییراتی هرچند کوچک در ذهن نویسندگانی بود که فیلمنامه های تلویزیونی را می نویسند. زنان ایرانی پرشتاب به دنبال فتح قله ها هستند و همه مسوولان کشور این شتاب را می ستایند. آیا جای به نمایش درآوردن این شتاب خالی نیست؛

ساناز حق وردی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها