به دنبال اظهارات شهود، امیرحسین - متهم به قتل - در جایگاه مخصوص قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: اتهام قتل را قبول دارم ، اما من قاضی (مقتول) را نمی شناختم و هیچ بدی در حق من نکرده بود. نمی دانم چرا او را کشتم و اکنون تصور می کنم در رویا به سر می بردم.
وی افزود: هنوز هم این توهم با من است و از کاری که کرده ام ، پشیمانم . وقتی از خصوصیات و رفتار این قاضی می شنوم ، بیشتر ناراحت و شرمنده می شوم.

مرد قاتل ادامه داد: از چندی پیش ، از طریق مادرم با خانواده شهناز آشنا شدم و وقتی فهمیدم پسرش در زندان است و باید دیه پرداخت کند تا آزاد شود، دلم به حال آنها سوخت و تصمیم گرفتم برای آنها کاری کنم تا از این بلاتکلیفی نجات یابند، اما مادر امیر (مرد زندانی) مدام می گفت که قاضی دادگاه (مقتول) بدون این که عمد یا غیرعمدی بودن قتل را تشخیص دهد، برای پسرم حکم صادر کرده است.
شهناز متهم ردیف دوم مرا تشویق به قتل کرد و من روز حادثه با ورود به دادگاه ، قاضی را با چاقو کشتم.
انکار همدست در دادگاه
به دنبال اعتراف مرد قاتل ، شهناز همدست وی پشت تریبون دفاع قرار گرفت و گفت: من متهم را تشویق به قتل کسی نکردم. درست است که از وضعیت بد مالی رنج می بردم و با زندانی شدن پسرم ، زندگی ام هم بدتر شده بود، اما گمان می بردم مرد جوان - متهم - می خواهد کمک مالی به ما کند تا پسرم با پرداخت دیه در حق اولیای دم نجات پیدا کند و نمی دانستم که او چنین نیتی دارد و می خواهد قاضی را به قتل برساند.
بنا بر این گزارش ، متهمان با تجدیدنظر و قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و قاضی عزیزمحمدی ، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پس از مشورت با 4قاضی مستشار (رحیمی ، باقری ، سالاری و عبداللهی) عصر دیروز وارد شور شدند و امیرحسین متهم به قتل را گناهکار شناختند و وی را به اعدام در ملاعام مقابل دادگستری قرچک ورامین و شهناز متهم ردیف دوم را به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم کردند.