دولت نهم توفیقات و ابتکارات خوبی در زمینه سیاست خارجی داشته است

فارس: محمدجواد لاریجانی معتقد است دولت نهم توفیقات و ابتکارات خوبی در زمینه پرونده هسته ای و سیاست خارجی داشته، در عین حال تاکید می کند دستگاه دیپلماسی ما نباید از مدیریت دوستی ها و دشمنیها در عالم سیاست غافل باشد.
کد خبر: ۱۳۷۴۸۵

محمد جواد لاریجانی متولد 1330 است. وقتی وارد اتاق میشوم به نظر میرسد خطوط شیشهای عینک او نسبت به دهه 70 که در مجلس میدیدم بیشتر شده است. در فیزیک تخصص دارد اما در حوزههای مختلف دیپلماسی، نمایندگی مجلس ، حقوق بشر و تاسیس رصدخانه فعالیت داشته و دارد.
از اینکه به او بگوییم دارای شخصیتی چند وجهی است و در موضعگیریها نظر ثابت ندارد، ناراحت نمیشود.
دغدغه اصلی او در حال حاضر تاسیس یک رصدخانه در نزدیکی کاشان است. شاید او میخواهد از این رصدخانه، آسمان سیاست را با ستارگانی که گاه میدرخشند و گاه روشنایی آنها افول میکند، رصد کند.
در دفتر مطالعات فیزیک با او ملاقات میکنیم و درباره حوزههایی که او فعالیت داشته به گفت و گو نشستهایم. آنچه در پی میآید حاصل گفت و گوی دو ساعته خبرگزاری فارس با محمدجواد لاریجانی است.
* شما فکر میکنید ما در بازی شطرنج انرژی هستهای چطور عمل کردهایم، آیا در این بازی توانستیم خوب تدبیر کنیم و گرفتار بازی تکراری نشویم، غرب دست ما را نخوانده است. ارزیابی شما از روند فعلی، چشماندازه آینده و مسایلی که پیرامون این موضوع وجود دارد چیست، آیا به نظر شما ما همچنان داریم مروارید به دست میآوریم یا آب نبات میگیریم؛
** آن چیزی که استراتژی فعلی جمهوری اسلامی است این است که استراتژی این دوره در دوره قبل هم مبنا میبایست قرار میگرفت. البته تا یک مدتی بود و بعضی اشکالات در عمل پیدا شد. من قصد تخطئه دوستانی که در این زمینه کار کردند را ندارم و میخواهم پیشرفت را بگویم. در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، دولت در این مسیر حرکت کرد. ما تکنولوژی هستهای را نه اینکه برای مصرف یک مرتبه نیاز داشته باشیم بلکه میخواهیم به عنوان یک خط دانش فنی روی آن سرمایهگذاری کنیم و جلو ببریم، آن را فعال کردیم. خطی که قبلا تعطیل شده بود و این فعالیت از جنبههای مختلف برای آینده مفید است.
شاید انرژی هستهای برای امروز و فردای ما خیلی مهم نباشد ولی برای 20 سال آینده ما اهمیت زیادی پیدا میکند. از جهت دانش و یا فن و علم و تکنولوژی هم بسیار مهم است که برای کشور و ملت ما باز باشد. البته دستاوردهایی که ما الان داریم بسیار چشمگیر و قابل تحسین است و در کشورهای منطقه کمنظیر و بلکه بینظیر است. در عین حال هم من روی علاقه فنی که به این حوزه دارم معتقدم، ما تازه اول کار هستیم و باید تا حد مرزهای دانش و تکنولوژی در این قسمت پیش برویم و انشاءالله با توجهی که دولت کرده و توجهی که ملت دارد ما به آن میرسیم. من نمیتوانم پنهان کنم که برای بیش از دو دهه تکنولوژی هستهای به طور کل مغفول بود. عدهای خاص آن را میدانستند و به آن توجه زیادی هم نمیشد.
پس بنابراین با قدمهای حساب شده، این استراتژی بسیار خوب را که حق ما و آینده ما است را پیش میبریم. واحدها تک تک فعال شدهاند، پنهانکاری هم نداریم و با سربلندی پیش میبریم، افت و خیزهای کاری داریم که طبیعت کار کردن است، از طرف دیگر دولتهای غربی و یا برخی از آنها با فرماندهی آمریکا آنها هم مصمم هستند که جلوی این پیشرفت ما را بگیرند. منتهی روشی که انتخاب کردهاند این است ما را با فشارهای مختلف به استیصال بکشانند یا در داخل نظام ایجاد دو دستگی بشود و خود نظام مجبور شود این مسیر را ترک کند.
این دو تا خطی است که دارد پیش میرود. ما در استراتژی خودمان با قدمهای حساب شده، جلو میرویم. بنابراین ما هنوز به یک نقطه توافقی که نوعی مقابله را ختم کند نرسیدیم چون نقطه خط جایی است که غرب احساس کند این مقابله نتیجه نخواهد داد.
من میتوانم استراتژی هستهای کشورمان را بر اساس سه پایه خلاصه کنم.
پایه اول این است که غرب باید به توانمندی ما اذعان کند نه اذعان تعارفی. ما یک توانمندی واقعی داریم که باید به آن اذعان کنیم. در گزارش آقای البرادعی این بود و خیلی هم قابل تحسین است.
نکته دوم، غرب میتواند از ما انتظار شفافیت بیشتر داشته باشد، ما در این قسمت حرف نداریم یعنی ما در چارچوب n.p.t داریم کار میکنیم و اگر غرب دست از خصومت و فشارهای خودش بر دارد ما میتوانیم درجه شفافیت را بالا ببریم و پروتکل الحاقی را عمل کنیم و اصلا در امر شفافیت همکاری کنیم.
رکن سوم مسئله بیاعتمادی است. هم ما به غرب بیاعتمادیم هم آنها اعلام میکنند که به ما بیاعتماد هستند حالا راست میگویند یا دروغ را نمیدانم و ما این را از آنها میشنویم. ما در امر بی اعتمادی هم میتوانیم در واقع به نوعی وارد تعهدات متقابل که مکانیزمهای اندازهگیری داشته باشد و نه اینکه کلی باشد، بشویم و این روش در بسیاری از جاهای دنیا بوده است. شما بیاعتمادی را که نمیتوانید یکدفعه از بین ببرید اینکه که غربیها میگویند شما تعلیق کنید تا به اصطلاح بی اعتمادی برطرف بشود احمقانه است. چون اگر تعلیق کنیم دیگر لازم نداریم که به ما اعتماد داشته باشند یا نداشته باشند یعنی کل جریان منتفی میشود و معنا ندارد.
پس زمانی مسئله اعتمادسازی ضروری است که ما داریم استراتژی خودمان را پیش میبریم و برنامههای توسعه هستهای خودمان را و غرب هم احساس بیاعتمادی دارد.
خب! مکانیزمهای اعتمادسازی در دنیا بسیار است و اگر غرب به این چارچوب نزدیک شود ما میتوانیم در این مناقشه به یک راه حل معقولی برسیم و در غیر این صورت این مناقشه باز هم ادامه پیدا خواهد کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها