پرچمداری قانون و نهضت علمی و وظیفه شناسی براساس مصلحت

فارس: در ادامه سلسله گفتگوهای انجام شده با برخی شخصیتها درباره جایگاه رهبری و بحث مصلحت اندیشی، محمد جواد لاریجانی رئیس پژوهشگاه دانشهای بنیادی در پاسخ به پرسشهای فارس یادداشتی را با عنوان «حق - مداری، مصلحت اندیشی و وظیفه شناسی» ارسال کرده است.
کد خبر: ۱۳۶۸۷۳

متن یادداشت محمد جواد لاریجانی رئیس پژوهشگاه دانشهای بنیادی به این شرح است.
1- در منطق عملی امام (ره) وظیفه شناسی اصل بود؛ یعنی انسان باید در هر شرایطی وظیفه خود را تشخیص و آن را شجاعانه و بدون توجه به عوارض احتمالی انجام دهد. این شاخصه مهم و بارز حضرت امام در احیای منطق عملی اسلام بود.
2- در باب وظیفه دو پایه مهم مطرح میشود: اول، تشخیص درست وظیفه و دوم، صداقت و شجاعت در قیام به انجام آن. چه بسا افراد در مقاطعی وظیفه حقیقی خود را تشخیص میدهند، اما به علت تعلقات دنیایی و منافع شبکهای و یا ترس از جان و مال و غیره برای عمل به وظیفه قیام نمیکنند و البته به ناچار توجیهاتی را هم تمهید مینمایند. در دوران حاکمیت طاغوت در کشور، نمونههای فراوانی از پدیده وظیفه گریزی را شاهد بودهایم و پس از انقلاب نیز! تشخیص درست وظیفه بسیار مهم است؛ هرگونه خطا و یا اعوجاج میتواند راه یک ملت را تغییر دهد. یک نمونه از این تشخیص بد پس از رحلت پیام اکرم (ص) اتفاق افتاد و در زمان خلافت حضرت علی (ع) یکبار دیگر تکرار شد و در زمان امام حسین (ع) نمونه دیگر و قس علی هذا و متاسفانه کسانی در تشخیص وظیفه به گژراهه رفتند که از متدینین و مشاهیر و مورد احترام بودند.
3- اما فهم درست وظیفه خود بر پایههای سه گانهای استوار است:

الف- فهم واقع بینانه از وضعیت.

ب- حق مداری، یعنی مبنای گزینش اهداف برای عمل و نحوهی عمل همه باید براساس معیارهای حق مدارانه باشد.
ج- مصلحت اندیشی، یعنی کشف راهی که بهترین و بیشترین نفع و کمترین ضرر را برای اسلام و مقاصد اسلامی و ملت و منافع ملت در برداشته باشد و آن را مبنای کار قرار دادن.


4- مصلحت اندیشی در عمل به همان اندازه شجاعت میخواهد که برخی با عنوانهای دیگر از قبیل حقیقت محوری و امثال آن تعبیر میکنند! چه بسا ممکن است مصلحت دقیقا9 چیزی را که دل انسان میپسندد و دوست دارد، نفی کند و انسان جام زهر یا تلخیهای متناسب دیگر را به خاطر وظیفه مبتنی بر مصلحت، تحمل نماید. حضرت امام خمینی (ره) در تمام طول رهبری خود چه در امر جنگ و چه در سایر امور کشور هیچ لحظهای از مصلحت اندیشی فارغ نبودند. مفهوم مصلحت در نظام ما هم اکنون به صورت مفهومی دقیق در آمده و در قانون اساسی جایگاه رفیعی دارد و یک عنوان رایج عامیانه به معنای فرار از وظیفه نیست که در قبال حقیقت گرایی به معنای وظیفه شناسی قرار گیرد.
5- مقام معظم رهبری با شناختی که حقیر از آن بزرگوار دارم - نه تنها از نقد پروایی ندارند بلکه اولین کسی هستند که از آن استقبال مینمایند. ایشان فرزند معنوی حضرت امام و خلف صالح آن بزرگوار هستند. دوران رهبری ایشان همراه با ویژگیها و خصوصیاتی است که تثبیت قانون اساسی یکی از مهمترین آنهاست. ایشان پرچمدار قانون گرایی هستند و این امر را تا مرز محدود کردن خود نیز پیش میبرند و حتما9 دوستان مطالبی که بین حضرت امام _ (قده) و ایشان در این زمینه رد و بدل شده است، به یاد دارند. این هم نوعی وظیفه شناسی براساس مصلحت اندیشی است؛ یعنی با اذعان به وسعت بیشتر حدود ولایت فقیه براساس مبانی فقهی از آنچه در قانون اساسی آمده است، ایشان پای بندی دقیق و بدون استنثاء به قانون اساسی را مبنا قرار دادهاند. لذا یکی از ویژگیهای برجسته رهبری ایشان این تاکید خاص بر قانون اساسی و قانونگرایی است که توانسته است در این دو دهه گذشته نهاد رهبری را به دژ مستحکم پاسداری و صیانت از قانون اساسی مبدل سازد.
6- ویژگی دوم دوران رهبری حضرت آیت الله خامنهای، تثبیت نهاد رهبری بر مبنای قانون اساسی است. لازم به ذکر است که در دوران رهبری حضرت امام (قده) به خاطر نقش تاسیسی ایشان و مرجعیت و نفوذ معنوی که داشتند، مقام رهبری به عنوان یک نهاد تحت تاثیر قرار گرفته بود، تا بدانجا که برخی از دوستان اصلاح طلب توصیه میکردند که مقام رهبری را فقط برای امام نگه بداریم و پس از ایشان این نهاد با ریاست جمهوری یکی شود و یا به مقامی تشریفاتی تبدیل گردد!!
چگونه میتوان با نهاد رهبری - که نهادی موجه از نظر دموکراتیک و از نظر شارع بلکه ضروری برای ماهیت اسلامی نظامی است - چنین معاملهای کرد؛ در دوران رهبری حضرت آیت الله خامنهای، این نهاد به عنوان یک نهاد قانونی جایگاه خود را تثبیت کرده است و از آن مهمتر توسعه یافته و برای تعامل طبیعی خود مکانیزمهای قانونی را بوجود آورده است؛ مانند شورای عالی امنیت ملی و شورای مصلحت نظام.
آنچه باید در توسعه و تثبیت نهاد رهبری مبنی باشد ارتباط از قبیل هشدار، توصیه و دستور نیست، بلکه بوجود آوردن مکانیزمهای تعامل مثبت، مستمر و سازنده است.
7- ویژگی سوم رهبری حضرت آیت الله خامنهای تشخیص درست اولویتها و پیگیری و نظارت و حمایت است. نمونه بسیار روشن آن تاکیدات مکرر، صرف وقت، توجه و پیگیری مداوم ایشان در امر توسعه علمی - فنی کشور میباشد. به نحوی که میتوان گفت ایشان هم اکنون پرچمدار نهضت علمی کشور هستند، این امر براساس یک تشخیص درست است یعنی مرکبی که میتواند کشور ما را با حفظ تمام جهات معنوی و اسلامی از مدار عقب افتادگی خارج نموده و به افقهای افتخار آمیز پیشرفت و توسعه برساند همانا براق توسعه علمی و فنی کشور میباشد. لذا ایشان حرکتی اساسی و جامع را دنبال مینمایند که از توسعه و نو آوری در حوزه علوم پایه آغاز میگردد و به فناوری جدید میرسد و صمنا9 هرگز نمیایستد.
تکیه مدام ایشان بر امر «تولید علم» به معنای کشف مبانی جدید و نوآوری در فهم حقایق جهان به عنوان معیار توفیقات علمی - یعنی دستاوردهایی که در دنیا و در میان اصحاب هر فن قابل عرضه بوده و به دور از عوامفریبی و خود فریبی و اغراقهای متداول باشد، از میزان اهتمام ایشان به امر توسعه علمی - فنی کشور حکایت دارد و این مسئله نوید آن را میدهد که نهاد رهبری خطوط حیاتی توسعه کشور را علیرغم انتخابات و تغییر مدیریتها که خود از برکات نظام اسلامی است - با مشی مستمر پاسداری مینماید و بعد جدیدی از تثبیت و کار آمدی نهاد رهبری را عرضه نماید. البته آنچه برشمردیم برخی ویژگیهای قابل توجه دوران زعامت حضرت آیت الله خامنهای است و جهات مهم دیگری نیز وجود دارد که باید بحث درباره آنها را به فرصت دیگر محول کرد.
از خدای سبحان میخواهم که سایه مبارک وجود ایشان را بر سر ملت ایران و امت اسلامی مستدام بدارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها