در این نوشته، مکررا به این موضوع اشاره شد که جامعهپذیری سیاسی فراگردی است مستمر و پویا که براساس آن، نهادهای نخستین و دومین در مراحل مختلف زندگی بر گرایشها و دیدگاههای سیاسی مشخص اثر میگذارد و در تصمیمگیریهای او در حوزه سیاست عامل کم و بیش تعیینکنندهای به شمار میرود.
بستر اصلی و مناسب مطالعه جامعهپذیری سیاسی فرهنگ سیاسی آن جامعه است. جهتگیریهای فرد درخصوص سیاست میتواند تا اندازه زیادی ناشی از شخصیت وی و فرهنگی که بر او سلطه دارد باشد.
آنچه مسلم است، نتیجه عملی جامعهپذیری سیاسی نحوه مشارکت سیاسی فرد در جامعه است. اگر جامعهپذیری سیاسی بدرستی صورت گرفته باشد، ضمن وابسته کردن فرد به نظامی که به آن تعلق دارد، وی را برای قبول مسوولیتهای گوناگون اجتماعی آماده میکند. در این روند افراد میآموزند که باید با مشارکت در روند تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی در سرنوشت خویش شرکت کنند.
یکی از مشکلات اصلی بحث جامعهپذیری سیاسی آن است که بیشتر تحقیقات درباره جامعهپذیری سیاسی بر فرایند اجتماعی شدن متمرکز شدهاند، نه بر نتایج آن. به عبارت دیگر، تاثیر جامعهپذیری بر رفتار سیاسی و نظام سیاسی مسلم فرض شده است که شاید به عنوان یک نقیصه جدی علمی قابل بررسی باشد و امید میرود با مطالعات طولی و پانل این خلأ نیز برطرف شود.