آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
امام جماعت مسجد، بالای پلهها چند دقیقهای ایستاده تا بچهها را تشویق کند. صدای پیشخوانی میآید و شور و نشاط اطراف مسجد، من را هنوز به داخل مسجد نکشانده است. بچهها را تماشا میکنم که چه کارهایی میکنند.
فوتبال، والیبال، گرگم به هوا و بدوبدو. دینگدونگ قبل از اذان که بلند میشود، انگار زنگ تفریح تمام شده باشد، بچهها نیاز به معاون و ناظم نداشتند که بازیشان را متوقف کنند. همه با همان شور و هیجان، همراه حاج آقا، وارد مسجد شدند و مسجد پر شده بود.
در قسمت زنانه هم اوضاع خیلی عجیب بود. دخترها از طبقه پایین که چند کلاس هنری و آموزشی بود، به سمت وضوخانه رفتند و بعد با همان خندههای ریز و لپهای گلی و چادر به سر آمدند نشستند سر صفها. فرزندم متعجبانه این همه شلوغی را میدید. من هم متعجب بودم.
اکثر مساجدی که در آنها یک وعده یا بیشتر نماز خوانده بودم، مساجدی خلوت، بیسر و صدا و آرام بود که بچهها نباید در آن حتی از این صف به آن صف بروند. چون کسی است که دعوایشان کند. مساجدی که متوسط سنی نمازگزارانش ۴۵ ــ ۴۰ سال به بالاست و جوانها کمتر در آن حضور فعالی دارند.
وجه تمایز این مسجد شلوغ و پرانرژی چه بود که بچهها را اینطور صمیمانه دور هم و در فضای مسجد جمع میکرد؟ خب مساجد از قدیم، پاتوق مادربزرگها و پدربزرگها بوده است. بزرگترها دوست دارند از فضایی آرام و خلوت، در مسجد استفاده کنند و کسی مزاحمشان نشود، اما باید توجه داشته باشند که بچهها، از بچگی مسجدی بار میآیند. نمیشود یکهو آنها را وارد مسجد کرد و توقع داشت از مسجد خوششان بیاید. این یک پروسه زمانبر است و بعدها نتیجه میدهد.
مسجد میتواند قرارگاه خوبی برای دوستیابی باشد. در مورد نوجوانها، اگر این دوستی بهخوبی شکل گرفته باشد، میتواند منشأ ایدههای نابی در آینده شود. در هر صورت مسجد، یک رکن اساسی در محله زندگی ماست. باید بتوانیم از آن به نفع رشد و شکوفایی باورهای فرزندمان استفاده کنیم.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....