اما اینها را که ردیف میکنم لابد بسیاری از تصاویری که در این سالها از هنرمندان سفالگر دیدهاید، میآید جلوی چشمتان؛ میخواهم بگویم نه! اشتباه نکنید. تصور هر آنچه از این هنر را که ظروفکاران در این سالها به شما ارائه دادهاند کنار بگذارید و بروید در صفحه ویپات یک چرخی بزنید تا کلا تصورتان عوض شود؛ اینجا نه از آن ماگهای تکراری و بازاری خبری هست نه از گلدانهای نخنماشده بهزور هنری. در نگاه اول شاید بگویید مگر میشود در اینها چای خورد یا ریحان چید داخلشان و گذاشت وسط سفره؟ شاید بگویید این همه زیبایی را مگر میشود مصرف کرد؟ پاسخ مثبت به این سوال، هنرِ ویپات است. فرحانه علوی و تیمش توانستهاند تصور ما را از یکسو درباره سفالگری و از سوی دیگر درباره فرمهای آشنای ظروف کاملا دچار تحول کنند. سازههای ویپات، دفرمهاند، مثل جهان مشوش امروز ما، مثل مغزهای ما که بیامان در خیالات خود، اشکال هندسی و نظم نمادین جهان سابق را از ریخت میاندازند. هنر ویپات در همین است؛ همراهی هنری با سادگی. سادگی جهان امروز که شکل دیروز نیست و زیبایی را از دل آشناییزدایی از فرمهای تکراری میجوید.
با فرحانه علوی که اینها هنر دست اوست همکلام شدهایم تا در همین باره برایمان بگوید. علوی، با اینکه فارغالتحصیل معماری و عاشق هنر نقاشی است و پس از دانشگاه، هم به ویترال مشغول بوده و هم دستوپنجه با زیورآلات نرم کرده، حالا مدتی است متمرکز است بر سفال و ویپات را با مادرش سیمین کوچکی و آرش روشنگر که گرافیست شناختهشده مطبوعات است، پیش میبرد.
هنر روی میز
هنر ویپات کاربردی است، اما علوی به جامجم میگوید همیشه حواسشان است از هنر محض به سمت بازار محض نلغزند: «ارتباطی بین این دو را میخواهیم. ویپات دوست دارد این حس را ایجاد کند که چیزی که دست میگیرید در ابتدای امر اثری هنری به نظر برسد. خب، حالا این اثر هنری میتواند وسیلهای باشد که با آن چایتان را بنوشید».
او همچنین درباره سادگی در کارهایش توضیح میدهد: «فکر میکنم اگر ویپات در مدتزمان کمی توانسته موفقیتی کسب کند به خاطر آن حسی از سادگی است که پیش روی مخاطب خود گذاشته است. منظورم از سادگی نوعی بیواسطگی است؛ نوعی تماشای خود بدون فیلترها و رتوشهای مرسوم. ویپات سعی کرده واقعگرا باشد. ما مدام در معرض آسیبهای کمالگرایی و ایدهآلیسم هستیم؛ همهمان تلاش میکنیم بهترین باشیم و اگر چنین نشود خودمان را شماتت میکنیم. مگر نه این است که دچار نقصها و کج و کولگیهایی هم هستیم؟ شاید به خاطر همین، ویپات کج و کوله است. همه محصولات ویپات کار دست است و در پروسه تولید آن از هیچ ابزار ماشینی استفاده نمیشود. محصول چنین روشی، نتیجه تمامیت وجودی ماست؛ محصولی کج و کوله که در عین زیبایی، استانداردهای تجویزی ماشینیسم را ندارد».
هنرِ شکلهای کج و کوله
آثار علوی در ویپات دفرمهاند؛ یعنی از الگوهای منظم و سرراستی تبعیت نمیکنند. از او میپرسیم آیا همین دفرمگی سببساز هنریتر به نظر رسیدن آثارش شده که میگوید: «لزوما خود دفرمگی باعث نشده که این آثار هنری محسوب شوند. مهم حسی است که نهایتا قرار است القا کنند. اگر آرتیستیک به نظر میرسند، به خاطر دستیبودن پروسه تولیدشان است؛ اینکه محصول تام و تمام انسان است بدون دخالت دیگر ابزار. محصولی انسانی که هم نشاندهنده مهارتهاست، هم خامدستیها، هم خوشحالیها و هم ناراحتیها. گِل برای خودش دنیایی است و زمینهای گسترده را برای شما فراهم میکند و شما با همه احوالاتتان میتوانید به فرمهای مختلف هنری با آن برسید».
این را هم بگوییم که چرا ویپات؟ ماجرا از این قرار است علوی پیش از اینکه کار سفال را آغاز کند این امضا را برای نقاشیهایی که میکشیده و زیورآلاتی که طراحی میکرده انتخاب کرده بود؛ «وی» دو حرف پایانی نام خانوادگیاش است و «پات» هم مخفف پاتری است به معنای سفالگری.
صابر محمدی
ادبیات و هنر