اگر از آن پنیرهای زرد سوراخ سوراخ کارتون تام و جری که هیچ وقت در دنیای واقعی ندیدمشان بگذریم، سحرانگیزترین صحنهای که از کارتونهای کودکیام با من مانده، تصویر گنجینه طلای پادشاهان است. جعبهای که تویش پر از سکههای پر زرق و برق طلایی بود و پادشاه هر شب قبل از خواب با آنها سرگرم میشد. آن موقعها فکر این بودم که چرا پادشاه کارتون با این همه طلا چشمش سیر نمیشود. اما حالا فکر میکنم این که چه نگاهی به طلا داشته باشی هم مهم است. مثلا طلاسازها که صبح تا شب با طلا سر و کله میزنند چطور به حقوق وزارت کار قانع میشوند؟ طلا در نظر طلاساز مثل سفال است در دست سفالگر. همانقدر بی ارزش مادی و با ارزش هنری و معنوی. زندگی طلاسازها زیباتر از پادشاه کارتونهاست.