در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمانهای تابعه آن قرار بوده محل تنظیمگری فرهنگ باشند، اما ظاهرا مجریان این سازمانها اعتقادی به چنین چیزی ندارند. برای صحت این ادعا شاید بد نباشد نیمنگاهی به وضعیت چند سال اخیر سینما بیندازیم. آش آنقدر شور شده که حالا صدای خود سینماگران هم در آمده که با وضعیت فعلی مدیریت سینما، فضایی برای نفس کشیدن و حضور سینمای جدی باقی نمیماند. رها کردن مدیریت و رگولاتوری در سینما کار را به جایی رسانده که اقتصاد، نه فقط معیار اول و آخر برای بالا و پایین رفتن فیلمها روی پرده شده بلکه حتی ضوابط تولید را هم تعیین میکند.
تصور نکنید کسی مخالف تولید و حضور کمدیها بر پرده سینماهاست. بحث آنجاست اسم وضعیتی که عرصه برای حضور دیگر گونهها جذاب و عامپسند سینمایی تنگ شود، مخالفت با کمدی نیست بلکه مخالفت با انحصار است. انحصار، دیگران را خفه میکند. انحصار، تمام امتیازهای قانونی و رسمی را مختص به خود میکند. وضعیت امروز سینمای ایران، انحصار است. وضعیتی که در آن طی یک فرآیند کاملا طبیعی که اتفاقا هیچ جایش هم خلاف قانونی رخ نداده، تمام امکانات از سامانه اکران و توزیع و دفتر پخش گرفته تا تولید و ایده به خدمت یک گونه خاص سینمایی در میآید چرا که حوزه سینما بدون متولی و تنظیمگر رها شده.
فرآیندی که پیش از این در حوزه موسیقی امتحان خودش را پس داده. زمانی که مدیران فرهنگی با رها کردن عرصه، فضا را برای شلتاق گونههای هفت و هشت باز کردند بدون آنکه بدانند با این کار دارند چه بلایی بر سر سازوکارهای تولید و سلیقه عمومی مخاطب میآورند. فرآیندی که هم دیگر گونههای موسیقی را ذبح کرد و به حاشیه راند و هم سلیقه موسیقایی عموم را چنان تنزل که امروز میشود نتیجهاش را به خوبی لمس کرد.
وضعیت امروز سینمای ایران حکایت همان راهی است که چند سال قبل موسیقی آن را رفته و به وضعیت امروز رسید. رها کردن فضای تنظیمگر و چهار بانده کردن مسیر برای تولید آثاری نظیر کمدیهای نازل این سالها که صرفا با دستاویز قرار دادن شوخیهای جنسی، دوپینگ میکنند و از مخاطب خنده میگیرند. شوخیهایی که بعضا حتی نمیشود در یک رسانه رسمی منتشرشان کرد. سازمان سینمایی قرار بوده تنظیمگر پ این فضا باشد ولی واقعیت چیز دیگری میگوید. در تنزل سلیقه فرهنگی مردم این دیار، همانقدر که تولیدکنندگان مبتذل و پوچ مقصرند، مدیران فرهنگی هم مسؤولند. مدیرانی که اما همیشه در حاشیهاند و هیچ وقت پاسخگوی لطماتشان به فرهنگ عمومی نیستند.
محمدصادق علیزاده
دبیر فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: