حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنگاه،
دستارش را جابر بن یزید اَزدی، زرهش را عمَر بن سَعد، جبّهاش را اسحاق بن حَوِیه حَضرَمی، جامهاش را جَعوَنه بن حَوِیه حَضرَمی، قطیفهاش را قیس بن اشعث کندی، اِزارش را بحر بن کعب، و گویند بَحیر بن عُمَیر جَرمی، حلّهاش را هانی بن شبیب حَضرَمی، پایپوشش را اسود بن خالد اَزدی، کمانش را رُحَیل بن خَعثَمه جُعفی، شمشیرش را اسوَد بن حَنظله و انگشتریاش را بَجدَل بن سُلَیم به یغما برد.
پس، سرهای کشتگان را بر چوب کردند تا به نزدیک عبیدا... برند. کندیان 13 سر، هوازنیان 20 سر، و شمر بن ذیالجوشن سرکردهشان، تمیمیان 17سر، اسدیان شش سر، مذحجیان هفت سر و باقی لشکر هفت سر بر چوب کردند و نخست سری که بر چوب رفت، سر حسین بود.
عبیدا... فرمود تا سر حسین بر چوب کنند و در کوچههای کوفه و در میان قبایل بگردانند.
و گفتهاند چون سر حسین بر درخت آویختند، از او آیه در گوش آمد: و زود باشد که ستمپیشگان بدانند به کجا بازگردانده خواهند شد.
و در دمشق این آیه شنیدند: قدرتی نیست، جز به خدای.
و نیز این آیه: آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای شگفت ما بودهاند؟
و گفتهاند چهار تن بودند که بعد از مرگ سخن گفتند.
یحیی بن زکریا، هنگام که سرش میبریدند.
حبیب نجار، که گفت: کاش ایکاش قوم من میدانستند.
جعفر طیار، که گفت: و مپندارید آنان که در راه خدا جان سپردهاند، مردهاند.
و حسین بن علی، آن هنگام که گفت: زود است که ستمپیشگان بدانند که به کجا بازگردانده میشوند.
امید مهدینژاد
شاعر و نویسنده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....