نزدیکتر که میشوم تعجبم هم بیشتر میشود، افرادی از گروههای سنی مختلف آمدهاند بازی کنند. وارد مرکز همایشهای فرهنگی و هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که میشوم، میبینم راه رفتن هم دشوار است، با خودم میگویم خوب شد اول صبح آمدم، احتمالا از عصر حسابی شلوغ میشود و دیگر جای سوزن انداختن هم نیست.
همان ابتدای ورود، آقایی حدودا 40 ساله را میبینم. با او صحبت میکنم به گمان اینکه فرزندش را برای بازی آورده است و در نهایت تعجب میشنوم خودش بازی میکند. او میگوید: بازی ربطی به سن و سال ندارد. هیجان خوبی دارد و از هر سرگرمی دیگری بیشتر دوستش دارم.
البته خودش هم تاکید میکند که در سن و سال او کمتر کسی بازی میکند و بیشتر گیمرها جوان هستند. در سالن شور و هیجان و سر و صدا زیاد است. عدهای در بخش اصلی تماشاچی هستند و دو تیم با یکدیگر بازی میکنند. آقای گزارشگر از پشت میکروفون با شور و هیجان تک تک مراحل را گزارش میکند و حاضران میخکوب بازیاند. در قسمتهای دیگر سالن هم شرایط کم و بیش به همین شکل است. یک طرف پسری نوجوان شادمانی میکند که رقیبش جا مانده و به مسابقه نرسیده است. برای همراهانش آبمیوه میخرد و در شادیاش شریکشان میکند! گوشهای دیگر پدر و پسری ایستادهاند. پدر میگوید از اصفهان آمدهاند. میگوید پسرش امروز بازی داشته و فقط به خاطر همین بازی این همه راه را تا تهران آمدهاند. پسرش هم میگوید عاشق بازی است و قول میدهد بشود گیمر اول دنیا!
نکته جالب اما جای خالی خانمهاست. زنان انگار اهل گیم نیستند و هنوز تصمیم نگرفتهاند به جهان گیمرها پا بگذارند. از چند مسؤول غرفه در این باره میپرسم و آنها هم همگی تایید میکنند که در روزهای حضورشان در جام بازیهای ویدئویی با خانمهای گیمر
روبه رو نشدهاند و ظاهرا در حال حاضر بیشتر مردان به گیم علاقه نشان دادهاند. مردانی از گروههای سنی مختلف که همه تلاش میکنند تا بهترین گیمر باشند و جایی گوشه رویاهای دور و درازشان روزی را میبینند که پایشان به رویدادهای جهانی باز شده، همه گیمرها را شکست داده و شدهاند گیمر اول جهان!
زینب مرتضایی فرد
فرهنگ و هنر