زهرا با 2 فرزند به خانه بازگشت : ماجرای خواندنی از 5 سال آدم ربایی
در یکی از روزهای پاییز سال 76 وقتی دختری به نام زهرا از 2 نفر از همکلاسی های خود جدا شد تا به خانه اش برود پس از چند دقیقه ،2 جوان با سد کردن راه این دختر او را ربودند پیش از این که حتی به این دختر فرصت فریاد کشیدن بدهند وی را درون یک خودرو قرار دادند
کد خبر: ۱۲۲۲۹
و متواری شدند در پی این ماجرا ، زهرا متوجه شد ربایندگان فرهاد و احمد نام دارند و هر2 افغانی هستند وقتی زهرا شروع به گریستن کرد آنها تهدید کردند اگر به خواسته هایشان بی توجهی شود ، او را خواهند کشت آن روز والدین زهرا هر چه انتظار دخترشان را کشیدند از او خبری نشد. تمام بیمارستان ها و کلانتری ها را یکی پس از دیگری گشتند اما هیچ اثری از این دختر به دست نیامد این جستجو ماهها و حتی سالها طول کشید؛ اما کمترین نتیجه ای نداشت و والدین او به این نتیجه رسیدند که احتمالا دخترشان در یک حادثه کشته شده و به عنوان فردی بی نام و نشان به خاک سپرده شده است. گزارش خبرنگار ما از اصفهان حاکی است ، چند روز پیش مردی با مراجعه به والدین زهرا، عنوان کرد که حامل پیامی از دختر گمشده شان است و ادامه داد: چند روز پیش در خمینی شهر اصفهان در بوستانی نشسته بودم که متوجه حضور یک زن به همراه 2 کودک خردسالش شدم و پس از آن که وی متوجه شد من ساکن تهران هستم ، در حالی که آثار ترس و وحشت در چهره اش هویدا بود، نشانی شما را در اختیار من قرار داد و گفت : به خانواده ام خبر دهید که من هنوز زنده ام و توسط 2 برادر که تبعه کشور افغانستان هستند، ربوده شده و پس از آن که به اجبار به عقد و ازدواج یکی از آنها در آمده ام، اکنون نیز بشدت تحت کنترل قرار دارم. در پی این اظهارات و ارائه نشان های دختر گمشده ، بلافاصله برادر زهرا عازم اصفهان شد و با ارائه شکایت خود، موضوع ربوده شدن و زندانی شدن خواهرش را توسط 2 برادر افغان ، برای ماموران بازگو کرد. چند ساعت پس از این شکایت با صدور دستور قضایی ، یک گروه از ماموران با عزیمت به خمینی شهر، این منزل را به محاصره خود درآوردند. هر 2 متهم وقتی متوجه شدند ماموران به اتفاق والدین زهرا، محل زندگی آنها را شناسایی کرده اند، وی را در یک اتاقک در پشت بام مخفی کردند و خود نیز متواری شدند. زهرا پس از آزادی ، در حالی که می گریست ، گفت : آن روزپس از آن که 2 برادر مرا ربودند ، مجبورم کردند که با یکی از آنها به نام فرهاد ازدواج کنم که حاصل این ازدواج تحمیلی ، دو کودک است . وی افزود: یک ماه پیش با فرهاد به خمینی شهر آمدیم و در منزل یک پیرزن ساکن شدیم و من که به دنبال فرصتی بودم تا با خانواده ام ارتباط برقرار کنم در بوستان ، موضوع را به یک نفر که از تهران آمده بود گفتم و از او خواستم تا والدینم را خبر کند. در پی اظهارات این دختر، قاضی پرونده دستور دستگیری 2 متهم فراری را صادر کرد تحقیق در این زمینه ادامه داد.