حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل تابستان سال ۸۸ دختر جوانی به نام مرجان با پلیس تماس گرفت و در حالی که بسیار هراسان بود از کشته شدن پدرش خبر داد. ماموران پلیس بلافاصله به آدرسی که دختر جوان در غرب تهران داده بود رفتند و با جسد خونین پدرش رو به رو شدند . مرجان در حالی که اشک میریخت، گفت: نیمه شب با صدای پدرم از خواب بیدار شدم و دو مرد غریبه را بالای سرم دیدم .آنها دست و پایم را با طناب بستند و سپس پدرم را کشتند و گریختند .من تمام تلاشم را برای رهایی کردم تا اینکه نزدیکیهای صبح توانستم دستم را باز کنم و با پلیس تماس بگیرم.
جسد خونین مرتضی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس به بررسی پرداخت. در تحقیقات پلیسی روشن شد مرتضی با زن جوانی به نام شهلا در ارتباط بوده است. در حالی که شواهد نشان میداد جنایت با انگیزه انتقامجویی رخ داده است، شهلا بازداشت شد.این زن که سعی داشت خودش را بیگناه نشان دهد وقتی در بنبست اطلاعاتی گرفتار شد لب به اعتراف گشود و گفت:شوهرم بهروز همراه دوستش امیر شبانه به خانه مرتضی رفتند و او را کشتند. به این ترتیب بهروز و امیر بازداشت شدند و قتل را گردن گرفتند . در جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 80 دادگاه کیفری سابق استان تهران برگزار شد، بهروز گفت: مدتی بود به رابطه پنهانی زنم با یک مرد غریبه پی برده بودم تا اینکه مرتضی را شناسایی کردم. همسرم میگفت مرتضی دست از سرش بر نمیدارد و مدام برای او مزاحمت ایجاد میکند به همین خاطر نقشه قتل او را کشیدم و از دوستم امیر کمک خواستم . طبق نقشه من و امیر، شبانه به عنوان سارق وارد خانه مرتضی شدیم و دست و پای دخترش را بستیم. من سیم ترمز را دور گردن مرتضی پیچیدم و چند ضربه چاقو به او زدم. اما امیر در قتل دستی نداشت و فقط شاهد ماجرا بود.
در ادامه جلسه دادگاه امیر و شهلا نیز معاونت در قتل را گردن گرفتند .
در پایان جلسه قضات دادگاه بهروز را به قصاص و امیر و شهلا را به خاطر معاونت در قتل به ۱۵ سال زندان محکوم کردند .این حکم در دیوان عالی کشور تایید و قطعی شد. با گذشت ده سال از این ماجرا و در حالی که هنوز حکم قصاص بهروز اجرا نشده بود شهلا توبه نامهای نوشت و از قضات دادگاه کمک خواست و درخواست آزادی مشروط را مطرح کرد. این زن دیروز در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و در حالی که اشک میریخت، گفت: باور کنید با مرتضی رابطه پنهانی نداشتم. آن زمان جوان بودم و اشتباه کردم که به تماسهای تلفنی مرتضی پاسخ دادم اما او دیگر دست از سرم بر نمیداشت تا اینکه شوهرم به ماجرا پی برد. من نمیخواستم مرتضی کشته شود ولی شوهرم نقشه قتل او را کشید. حالا از قضات دادگاه تقاضای بخشش دارم. من صاحب یک دختر هستم که حالا 15سال دارد . ده سال است که در زندانم و در این مدت به اندازه کافی تنبیه شدهام. من شرایط سختی را گذرانده ام و تقاضا دارم با درخواست آزادی مشروطم موافقت شود. اگر از زندان آزاد شوم قول میدهم زندگی آرامی را برای دخترم مهیا کنم.
در پایان جلسه، قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....