کتکهای پدر، فرزند 11 ساله را در یک قدمی مرگ قرار داد

: پسر 11 ساله ورامینی در پی آزار و اذیتهای پدر سنگدلش در یک قدمی مرگ قرار دارد و در این میان تلاش تیم پزشکی برای نجات جان وی همچنان ادامه دارد.
کد خبر: ۱۲۰۸۲۶

به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت 10روز چهارم دی امسال یکی از اهالی محله امرآباد ورامین با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و از بیهوش شدن یکی از پسران مستاجرش خبر داد.
به دنبال این تماس ، ماموران کلانتری 11باقرآباد ورامین برای بررسی محل حادثه به آنجا اعزام شدند. ماموران وقتی در منزل مرد مستاجر حضور یافتند، پی بردند که یکی از فرزندان وی که سعید (11ساله) نام دارد، با چهره ای کبود و خون آلود در گوشه ای از اتاق افتاده و دست و پایش با پارچه ای بسته شده است و 2 فرزند خردسال دیگرش با حالت وحشتزده نظاره گر این صحنه هستند و می گریند.
ماموران که به این وضعیت مشکوک شده بودند، پسر مصدوم را برای درمان به بیمارستان شهدای 15خرداد ورامین منتقل کردند و تلاش تیم پزشکی برای نجات وی آغاز شد.
با تحقیق از پدر سعید، این مرد در اظهاراتش ادعا کرد که فرزندش از پشت بام منزل سقوط کرده و به هیچ عنوان او را کتک نزده است.
وی در بازجویی های مقدماتی دچار تناقض گویی های متعددی شد و شک کارآگاهان را به یقین تبدیل کرد که پسر خردسال مورد کودک آزاری قرار گرفته است ، بنابراین ماموران برای روشن شدن ابعاد مختلف ماجرا در مرحله دیگری به تحقیق از صاحبخانه مرد مستاجر پرداختند.

شاهد حادثه راز پدر را فاش کرد


این مرد در اظهاراتش گفت: از 2 سال پیش حسین به همراه اعضای خانواده اش مستاجر ما بودند یک سال پیش بر سر اختلافاتی که میان این زوج اتفاق افتاد، آنها از هم جدا شدند و سرپرستی فرزندان را پدر به عهده گرفت ، اما به خاطر معلولیت جسمی مدام عصبانی می شد و بچه هایش را کتک می زد.
وی ادامه داد: چند هفته پیش منزلم را فروخته بودم و از مستاجرم می خواستم تا هر چه زودتر به مکان دیگری نقل مکان کند؛ چرا که صاحبخانه جدید می خواست منزلش را تحویل بگیرد.
بنابراین با حسین (مرد مستاجر) صحبت کردم ، ولی او مدام طفره می رفت تا این که از 2 شب پیش هیچ صدایی از او و بچه ها نشنیدم. گمان بردم شاید برای انجام کاری همراه 3فرزندش از منزل خارج شده اند. به این ترتیب تا نیمه شب منتظر آنها شدم ، اما خبری نشد، روز بعد هم به همین منوال گذشت ، وقتی به این وضعیت مشکوک شدم ، پس از زدن چندین ضربه به در ورودی منزل ، وارد اتاق شدم. چراغ اتاق ها خاموش بود. وقتی چراغ را روشن کردم ، در حالت ناباورانه 2فرزند خردسالش را دیدم که در گوشه ای از اتاق نشسته اند و از ترس گریه می کنند و دیگر فرزند مستاجر به نام سعید در حالی که بیهوش است و دست و پایش با پارچه ای بسته شده ، در گوشه ای به زمین افتاده است.
وی افزود: ترسیده بودم ، مدام فریاد می زدم چه بلایی بر سر بچه ها آورده ای ، اما مستاجرم که بشدت ترسیده بود، بیان کرد، پسرم شیطنت می کرد، می خواستم او را تنبیه کنم که به یکباره به پشت بام منزل فرار کرد و پایش سر خورد و زمین افتاد و بیهوش شد. من هم دست و پاهایش را بستم تا فرار نکند. سر و صورت سعید خون آلود بود و سرش هم بشدت آسیب دیده و کمی فرورفته بود. بلافاصله از منزل مستاجرم خارج شدم و با داد و فریاد همسایه ها را خبر کردم و سعید را به بیمارستان منتقل کردیم.
به دنبال این حادثه ، سعید پسر آسیب دیده از سوی تیم پزشکی تحت درمان قرار گرفت و پس از عمل جراحی به بخش (ICUمراقبت های ویژه بیمارستان) انتقال یافت.
گزارش خبرنگار ما از بیمارستان حاکی است ، شرایط جسمی پسر 11 ساله بسیار وخیم است و تلاش پزشکان برای نجات او از چنگال مرگ ادامه دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها