حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این سرگردانی را میتوان با ارائه برنامههایی پیشرو حل کرد؛ یعنی اگر بناست هم ایدئولوگ باشند و هم سرگرم کنند باید این همپوشانی را از بستر طرحهایی که مقبولشان است، ایجاد کنند. نمیشود به سازنده گفت محصول سرگرمکننده بسازد و بعد حین پخش بهخاطر ایدئولوگ نبودن ممیزیاش کرد و برعکس.
تلویزیون به تصمیمات جامع و هماهنگی نیاز دارد که تکلیف تولیدکنندگان را یک بار برای همیشه روشن کند. این حس شخصی خودم است که اخیرا تجربه ساخت سریال برای تلویزیون را هم داشته ام و به قول معروف تا انتهای این راه را رفته و برگشتهام.
کمیتگرایی چاره کار ما نیست. چه بخواهیم جذاب باشیم و چه ایدئولوگ با افزایش فلهای شبکهها و تولیدات به جایی نمیرسیم. پیشنهادم در کوتاه مدت کاستن از کمیت و افزودن بر کیفیت است. میتوان تعداد شبکهها را کم کرد یا برخی شبکهها را کلا به بخش خصوصی داد و اولویت تولید را گذاشت بر چند شبکه محدود.
سریالهای تلویزیونی ماههای اخیر تلویزیون را پیگیری کردهام و فکر میکنم هیچکدامشان حیثیتی نبودهاند. منظور از حیثیتی بودن یعنی سریالی که سازنده به چشم ناموسش به سریال نگاه کند و چنان استانداردی به کار ببرد که مو لای درزش نرود. باید به تولید محصول در رسانه ملی به چشم مرگ و زندگی نگاه کرد تا نتیجه مقبول حاصل شود.
برنامههای گفتوگومحور هم سعی کردهاند به سمت سرگرمی حرکت کنند، ولی دیدهایم که همان تلاش برای سرگرمی و در عین حال ایدئولوگ بودن کار دستشان میدهد و گافهای مختلف را رقم میزند.
تلویزیون در همه ادوار خود برندهایی را ساخته که اگر قدر برندهایش را بهتر بداند یقینا هم با صرفه جویی هزینهها روبهرو خواهد شد و هم باعث میشود بر دامنه برندسازی رسانهای افزوده
شود.
تلویزیون باید درهایش برای فکر نو باز باشد و اینطور نباشد سلیقهها و ممیزیهای سلیقهای موجبات ازدست رفتن مخاطبان شود.
احسان عبدیپور
کارگردان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....