روایتی برای همه مردم
فرزان افشار که در مقام کارگردان باعث و بانی جمع شدن چنین گروهی دور هم شده است، درباره این مجموعه میگوید: این برای اولین بار نیست که شاهنامه را در رسانه روایت میکنیم و سالهاست که هرکدام از همکارانم از زاویهای حواسشان به شاهنامه و دیگر آثار کلاسیکی که داریم در قالب برنامههای گفتوگومحور، پژوهشی، نمایشی و... بوده، با این حال میتوانم بگویم که این برنامه شبه نمایشی است و متن به آن معنی که همه میشناسند دراماتیزه نشده مگر در بخش روایت آن هم به جهتی که معتقدم که امروز اکثر مردم قادر به درک مفاهیم موجود در شاهنامه نیستند، به همین دلیل تصمیم گرفتم که بخش روایی شاهنامه را به زبانی نزدیک به زبان امروزی به یک متن تبدیل کنم. قرارگیری این نثر روان در کنار اشعار باعث میشود تا مخاطب بتواند آن را درک کند و بفهمد که در داستان چه اتفاقی افتاده است. متأسفانه امروز شاهنامه آن قدر برای مردم ثقیل است که وقتی به آن گوش میدهند انگار زبان بیگانهای را شنیدهاند.
او ادامه داد: یکی از دلایل این شکاف عدم توجه و پرداخت درست به چنین مواردی است، هر چیزی برای آنکه جا بیفتد باید شنیده و دیده شود، در حال حاضر به عنوان مثال در حوزه موسیقی نیز فقیر هستیم، ترانهها سخیف شدهاند، دغدغه مردم تغییر کرده و سطح سلیقه شان هم تنزل پیدا کرده؛ در این بین همین که مردم یک روایت درست و دراماتیک را از این رسانهها بشنوند، اتفاق خوب و مهمی است.
در این نمایش رادیویی افراد و چهرههایی حضور دارند که در زمینههای مختلفی فعال هستند، از بازیگری تا دوبله و گویندگی، اما این که چطور این گروه در کنار هم قرار گرفتند، موضوعی بود که افشار در پاسخ به آن گفت: تلاش من این بود افرادی در این پروژه حاضر شوند که علاوه بر توانایی و تسلط به متن، رنگ و بویی از فرهیختگی و وجاهت اجتماعی هم داشته باشند تا همه تکههای پازل این قاب به هم بیاید. من با حفظ احترام نسبت به همه همکارانم معتقدم که برای متونی از این دست باید توجه کنیم که چه کسانی میخواهند آن را روایت کنند چون صدا مثل پول است و نیاز به پشتوانه دارد، من به صرف داشتن بازی و صدای خوب، نمیتوانم روایتگر درستی برای متون ملیمان باشم.
شاهنامه خودش نمایش است
سعید نیکپور که او را از زمان سلطان صاحبقران تا ایراندخت که سال گذشته روی آنتن رفت، دیده اید، در این جمع نقش کندرو، مشاور ضحاک را ایفا میکند. او که بعد از چندین سال به ایران آمده، این روزها مشغول ضبط این نمایش رادیویی شده است. نیکپور بعد از اشاره به آشناییاش با افشار برای انتشار آلبوم صوتی اشعار حافظ و مولانا، گفت: بعد از این مدت که به ایران آمدم، بحث این برنامه و اجرای شاهنامه به صورت نمایش رادیویی مطرح شد، اتفاقی که برایم جالب بود و تصمیم گرفتم تا با این پروژه همراه شوم.او که در گذشته تجربه حضور در رادیو را هم داشته، میگوید: مثل خیلی از افرادی که در کار بازیگری هستند و به سمت رادیو میآیند، در من هم علایقی نسبت به این حوزه وجود دارد. حتی سالها قبل حدود هشت ماه در رادیو ایران که آن زمان در میدان ارک بود، در بخش نمایش رادیویی فعالیت کردم، اما بعد با گسترش حضورم در دنیای تصویر، به آن بیشتر علاقهمند شدم تا صداپیشگی. به همین دلیل بعد از آن فرصت چندانی برای ادامه این کار پیش نیامد. ولی در آن زمان هم با این که کار من نبود ولی در فضای شوخ و شنگ و متفاوت با آنچه در کارنامهام داشتم، برنامهای را ضبط کردیم که مورد استقبال هم قرار گرفت و برای مردم جذاب بود. نیکپور معتقد است حضور چهرههایی که بیشتر آنها را در قاب تصویر دیدهایم در مدیومی مثل رادیو، اتفاقی است که ویژگی و جذابیت خاص خود را دارد، او در این باره بیان کرد: برای مردم این ماجرا میتواند جالب باشد، تصور کنید من که در امیرکبیر بازی کردم و خیلیها صدایم را با آن نقش میشناسند، بعد ناگهان من را در قالبی میبینند که مثلا در خیابان با مردم شوخی میکند و برنامهای دارد که تا به حال کسی با آن به این شکل روبهرو نشده است. اما با تمام اینها بازیگری و رفتن جلوی دوربین برای من چیز دیگری است. وجود شاهنامه به عنوان اصل این ماجرا، عاملی است که نیکپور آن را در انتخابش برای حضور در رادیو به شدت موثر میداند و میگوید: وقتی که صحبت شاهنامه مطرح شد برای خود من هم جریان شکل دیگری پیدا کرد. سالها پیش در تلویزیون من پنج برنامه با موضوع شاهنامهخوانی ساختم. شاهنامه جنبههای زیادی دارد و تنها یک شعر نیست بلکه نمایشی از تاریخ گذشته و اسطورهای ایران است، بنابراین جوهر اصلی شاهنامه نمایش است، حال یک بار به صورت نقل توسط نقال گفته میشود، یک بار در قالب شاهنامهخوانی در یک کار تئاتری یا سینمایی و مدیومهای دیگر. یکی از این فضاها همین رادیو و کاری است که میخواهیم انجام دهیم.
کاظم در نقش کاوه
یکی دیگر از بازیگران این نمایش رادیویی، کاظم هژیرآزاد است که نقش ابلیس و کاوه آهنگر را در این پروژه دارد. بازی در نقش رستم در تئاتری که چند سال پیش در اصفهان داشت، عاملی شد تا افشار، (کارگردان این مجموعه) با او آشنا شود و پایههای این اتفاق شکل بگیرد. او میگوید: در این نمایش من نقش کاوه آهنگر را دارم و قرار است از زمان جمشید ماجرا شروع شود تا پایان این داستان شاهنامه که بخشی از آن به صورت دراماتیزه ارائه شود. ما هم در وهله اول به خاطر فردوسی دور هم جمع شدیم تا بتوانیم اتفاقی را رقم بزنیم که به واسطه آن قدمی برای این گنجینه با ارزش برداریم.
هژیرآزاد که قبلتر هم در رادیو البته از نوع قدیمیاش کار کرده بود در این باره گفت: من اولین بار است به این محیط و ساختمان رادیویی که در جامجم است، آمدم. قبلا که نمایش رادیویی کار میکردم، ساختمان آن در میدان ارک بود و اینجا را تا به حال ندیده بودم.
اما اینکه در نهایت چه اتفاقی قرار است در این برنامه رخ دهد، مسالهای بود که این بازیگر بیان کرد هنوز چندان از آن نمیداند ولی به گفته کارگردان این تیم قرار است شاهنامه را به صورت نمایشی ارائه دهند. او اضافه کرد: اگر این کار با موفقیت انجام شود، اتفاق خیلی خوبی است چرا که شنونده با شاهنامه، اشعار، کلمات و... آشنا میشود. در کل همیشه مردم در رادیو خیلی چیزها از موسیقی گرفته تا قصه و... میشنوند اما این که به شاهنامه گوش دهند، رخدادی است که میتواند جالب باشد.
جادوی صدا همینجاست
اصغر همت که از تئاتریهای پرسابقه است و گاهی در مدیومهای دیگری مثل تلویزیون هم حضور پیدا میکند، این بار قرار است در قالب یک نمایش رادیویی بازی کند، اتفاقی که پیشتر هم تجربه آن را داشته است و درباره اش میگوید: من قبلا هم در این فضا کار کرد هام و حدود یک سال پیش با آقای افشار غزلخوانی حافظ را داشتیم. در این برنامه هم شاهنامه در فضای نمایشی اجرا میشود و به همین دلیل وجهه دراماتیک قضیه هم باید حفظ شود تا کار یکنواخت نشود؛ اتفاقی که به حسها و تأثیر آن در اجرا برمیگردد.
همت معتقد است که نمایش رادیویی تفاوت چندانی با نمایش صحنهای ندارد او میگوید: من فرق آنچنانی بین این دو فضا نمیبینم، در صحنه تئاتر باید متن را حفظ بود و با تسلط آن را اجرا کرد و در اینجا از رو خوانده میشود. البته روی صحنه شما بعد از مدتی تمرین متن را مال خود میکنید ولی گاهی فرصت کم برای فضایی مثل رادیو باعث میشود تا شما بدون حس درست و خاصی متن را بخوانی و از آن رد شوی، در اصل در تئاتر صحنهای بعد مثلا دو ماه باید متن را درست بگویی ولی در رادیو بعد از شاید دو ساعت، به همین دلیل به گونهای کار در این مدیوم (نمایش رادیویی) سختتر است و از طرفی کسی که سمت کارگردانی دارد هم با این سختی بیشتر روبه رو میشود، چون کسی که میخواهد این خوانشگری را سرپرستی کند، باید متن را بارها و بارها مرور کرده باشد و بعد با راهنمایی که میکند، آن حس و حال را برای گوینده به وجود بیاورد.
نقش ضحاک، شخصیتی است که همت آن را در این نمایش اجرا میکند، او درباره انتخاب شاهنامه برای این نمایش میگوید: پرداختن به گنجینه بزرگی مثل شاهنامه که مانند خیلی چیزها به آن بیمهری شده، اتفاق خوبی است. من یادم است که اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 بود که تلویزیون تصمیم گرفت قصههای شاهنامه را به نمایش دربیاورد و از آن برنامه 13 قسمتی تنها چند قسمت کار شد ولی حتی در همان زمان هم مدیری بود که به فکر این ماجرا افتاد و اگر ادامه پیدا نکرد به دلیل آن بود که مسؤولش عوض شد و هیچ وقت هم دیگر به روی آنتن نرفت، به همین دلیل خوب است که بعد از حدود 30 سال این اتفاق در رادیو هم در حال رخ دادن است.
«شاهنامه فردوسی یک گنجینه است و مایههای دراماتیک را نیز همراه خود دارد به همین دلیل این که با چنین شیوهای به آن بپردازیم، پر بیراه نیست. گاهی وقتی نگاه میکنیم، میبینیم کسانی که ارتباط و وابستگی به شاهنامه ندارند، بیشتر ازما روی آن کار کردهاند، همانطور که شاید یکی از معتبرترین شاهنامههای موجود، برای مسکو است و این یک تلنگر است که باید بیشتر از اینها به دارایی هایمان توجه کنیم. بهرغم همه اتفاقاتی که افتاده و شاید ممکن بود رادیو را به کل نابود کند، با وجود میزان مخاطبانش نسبت به سینما و تلویزیون، خوشبختانه هنوز شنوندگان رادیو را داریم و انگار که این مدیوم هم هنوز جادوی خاص خودش را دارد و آن جادوی صدا که میگویند شاید همین است.
این مجموعه که قرار است اواخر اردیبهشت پخش آن شروع شود، تا پایان سال 98 روی آنتن خواهد بود.
عاشق فردوسی هستم
در بخش دیگر این گزارش محمدعلی دیباج، یکی دیگر از اعضای این گروه که صدایش برای خیلی از ما به واسطه کارهایی که سالها دوبله کرده آشناست، از حضورش بعد مدت ها در رادیو گفت. او در باره این پروژه بیان کرد: بزرگترین انگیزه من برای حضور در این پروژه علاقه شدیدم به ادبیات فارسی است و مرحوم فردوسی هم زندهکننده این زبان است. در این بین واقعیتی که وجود دارد این است که نسل فعلی با فردوسی، افتخار ادبیات فارسی بیگانه اند و آن قدر که عدهای خواننده ونویسنده خارجی را میشناسند، فردوسی خودمان را نمیشناسند، در حالی که من عاشق این مرد و شعرهایش هستم و این باعث شد تا با علاقه در این برنامه حاضر شوم.
دیباج که گهگداری در کنار دوبله در شبکههای رادیویی هم حاضر میشود، در نمایش رادیویی «از اسطوره تا حماسه» نقش جمشید شاه و ستاره شناس این قصه را با صدای خاطرهانگیز خود گویندگی میکند.
فاطمه شهدوست
فرهنگ و هنر