در سالروز پایان جنگ جهانی دوم سراغ علی غفاری رفتیم که درفیلم سینمایی «استرداد» به اشغال ایران در جنگ جهانی دوم پرداخته است

شرایط خاص

علی غفاری را این روزها بیشتر با سریال «بچه مهندس» می‌شناسند، غافل از آن‌که او چند سال پیش یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ملی - تاریخی سینما را با عنوان «استرداد» ساخت. فیلم استرداد به کارگردانی علی غفاری با طرح یک موضوع تاریخی معاصر، ماجرای دریافت غرامت ایران از روسیه در جریان جنگ جهانی دوم را نمایش گذاشت. ماجرایی که کمتر فیلمسازی ریسک ساخت آن را می‌پذیرفت، اما غفاری این ریسک را به جان خرید و فیلم را ساخت و روانه اکران عمومی کرد. داستان استرداد از این قرار بود که شوروی به دلیل حضور در ایران و استفاده از راه‌آهن کشور می‌بایست به ایران غرامتی پرداخت می‌کرد. به همین منظور یک سرهنگ ایرانی به نام فرامرز تکین ( با بازی حمید فرخ نژاد) مامور می‌شود تا همراه چند شخصیت سیاسی عازم شوروی شود تا 5/11 تن طلا را از طریق کشتی به ایران منتقل کنند، اما در این راه متوجه توطئه‌هایی می‌شود و باقی ماجراها. در نگاهی کلی پی می‌بریم تاریخ به شکل عمومی آن، موضوعی است که رد آن را می‌شود در اغلب فیلم‌ها و ساخته‌های تصویری دید، اما حکایت فیلم‌هایی که به صورت تخصصی بر بخشی خاص از تاریخ تمرکز می‌کنند متفاوت است. این‌گونه فیلم‌ها معمولا از چالش‌برانگیزترین ژانرهای سینمایی است که طرفداران خودش را هم دارد و البته در سینمای ایران خیلی کم به آن پرداخته می‌شود. امروز 17 اردیبهشت سالروز پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین بر آلمان‌هاست. به همین بهانه با علی غفاری، درباره تاریخ و ضرورت توجه به تاریخ در آثار سینمایی به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
کد خبر: ۱۲۰۴۹۴۱

در آثار تاریخی، هنرمند تا چه اندازه مجاز به دستکاری حقایق تاریخی است؟
به اعتقاد من در قالب فیلم‌های سینمایی باید سر فصل‌های اتفاقات تاریخی را حفظ کرد. به عبارت دیگر ضرورتی ندارد فیلمساز نعل به نعل عین تاریخ را روایت کند. فیلمساز باید موضوعی را از یک مقطع تاریخی هدف‌گذاری کند و آن را به شیوه درست داستانی بیان کند. در واقع ذهن کارگردان باید سیال باشد تا طوری داستان پردازی کند که مخاطب جذب شود. فیلم تاریخی، مستند نیست که بتواند تاریخ را صد‌در‌صد روایت کند، اما در عین حال در کنار بافت دراماتیک‌اش که باید رعایت کند به این مهم هم باید توجه داشته باشد که نباید تاریخ را وارونه به تصویر بکشد. متاسفانه در بعضی از مجموعه‌ها، تاریخ وارونه نشان داده می‌شود که این خلاف اخلاق است. در تمام دنیا وقتی می‌خواهند فیلمی تاریخی بسازند، داستانی جذاب بر بستر تاریخ روایت می‌کنند و مردم به‌واسطه آن داستان است که تاریخ را می‌بینند. نمونه‌اش «کشتی تایتانیک» که غرق شدن کشتی بهانه‌ای می‌شود برای تعریف داستانی عاشقانه. قطعا در این بین اگر تخیل فیلمساز کشتی تایتانیک نبود، فیلم هیچ جذابیت بصری پیدا نمی‌کرد. در واقع اگر ما بخواهیم مسائل را صرف تاریخی بودنش بیان کنیم هیچ جذابیتی ندارد. در سینمای ایران هم باید به جایی برسیم که سینمای دنیا در ساخت فیلم‌های تاریخی رسیده. یعنی هدفگذاری کنیم و برای رسیدن به آن هدف از ابزار سینما استفاده کنیم. سینما سلاحی است که در دست سینماگر است و حیف است که از آن برای رسیدن به مقاصد عالی استفاده نکنیم. رسالت یک فیلم سینمایی در ژانر تاریخی این است که علاوه بر این‌که ساختار و استانداردهای درستی را رعایت کند تاریخ را به روشنی روایت کند و در این راستا جزئیاتی در ساخت یک فیلم تاریخی وجود دارد که آن دیگر حوزه پرواز اندیشه و خیال فیلمساز است.
چرا در سینمای ما کمتر به شخصیت‌های ملی و تاریخی توجه می‌شود؟
ببینید خیلی از برهه‌های تاریخ معاصر هنوز در ذهن سالمندان ما روشن هست، نمونه فعلی‌اش «تختی». دوستان و آشنایان تختی هر کدام به نوعی زندگی ایشان را می‌دیدند و بنابراین دیدگاه‌های متفاوتی هم راجع به زندگی‌شان دارند. به همین دلیل حساسیت‌ها بالا می‌رود و مدعی زیاد می‌شود. می‌خواهم بگویم کار در زمینه شخصیت‌های معاصر مشکل است و این در حالی است که فیلمساز باید نگاهی مستقل به طراحی شخصیت‌ها (نه اصل اتفاق) داشته باشد. تمام فیلمسازانی که سراغ تاریخ معاصر می‌روند از این جهت که عرض کردم دچار محدودیت می‌شوند. به عبارت دیگر در برابر فیلم‌های تاریخی نباید آرمانگرا باشیم. مثلا بگوییم همه چیز باید آنطور باشد که در اصل اتفاق افتاده. متاسفانه در جامعه ما به محض این‌که ذهنت را به عنوان فیلمساز رها می‌کنی مشکلات فراوانی به‌وجود می‌آید، به‌خصوص در پرداخت به مضامینی مانند تاریخ معاصر. رسالت سینما نمایش عین واقعیت نیست، چون مخاطب را خسته می‌کند و فیلم را به یک بیانیه سیاسی تبدیل می‌کند.
به نظر شما که اشراف خوبی بر تاریخ معاصر دارید چه سوژه‌هایی در زمان جنگ جهانی دوم بیشتر از همه قابلیت پردازش سینمایی دارند؟
پر فراز و نشیب‌ترین دوره تاریخ ایران به روایتی دوران جنگ جهانی دوم است. در این دوره ایران در قحطی بود و از مرزهای ایران مورد تهدیدهای بیشماری قرار می‌گرفتیم و از سویی دیگر شاهد فعالیت احزاب و جریان‌های سیاسی مختلفی هستیم که هر کدام داستان‌های بیشماری در دل خود دارند. مثلا ماجرای سه نظامی ایران که روی پل آهنی ارس سه روز با دست خالی جلوی ارتش شوروی ایستادند، بالاترین پتانسیل سینمایی شدن را دارد. به نظرم این برهه از تاریخ خیلی مغفول واقع شده و بسیار جای پرداخت دارد.
در چشم باد، یتیم‌خانه ایران و مدار صفر درجه از جمله آثاری هستند که تاریخ در آنها بستر روایت است. نظرتان راجع به این آثار چیست؟
من در سریال در چشم باد برنامه ریز بودم و به نظرم کاری باارزش و درجه یک است، اما اینها کم است. هر چه از تاریخ‌مان بگوییم کم است. نسل کنونی ما باید بداند که چه بر سرزمین‌اش گذشته و چه ریشه‌هایی داشته. به قول دوستی فیلم‌ها تصویرگر واقعیت نیستند، بلکه تفسیر واقعیت‌اند. فیلم‌های تاریخی علاوه بر سرگرم‌کردن مخاطب، بار آموزشی هم دارند یا دست‌کم اهمیت شناخت تاریخ را به مردم خاطر نشان می‌کنند.
درباره تاریخ معاصر چه کتاب‌هایی را به جوانان پیشنهاد می‌کنید؟
فیلمنامه «اشغال» نوشته بهرام بیضایی نمونه کامل و بی‌نظیری از دوره اشغال ایران توسط نیروهای متفقین است که امیدوارم روزی توسط خود ایشان ساخته شود. مطالعات اینچنینی علاوه بر آشنایی نسل جوان با تاریخ معاصر ایران شرایط تحلیل و گفت‌وگو درباره چنین موضوعاتی را هموار می‌کند.
الان مشغول چه کاری هستید؟
الان مشغول پیش‌تولید فاز سوم سریال بچه‌مهندس هستم و در سینما هم اگر بشود برای جشنواره فجر کاری در نظر داریم.

ساناز قنبری

سینما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها