با آقای ناشر بحثمان گل میاندازد راجع به موج وحشتناک ترجمه که دارد گریبان این حوزه را میگیرد. آقای ناشر شاکی است. شاید در ابتدا شما هم تصور کنید آقای ناشر از رقابت با آثار خارجی ترس دارد اما همین اول کار بگویم که اشتباه میکنید. بحث آقای ناشر آن است که اصولا این رقابت به شدت نابرابر است: «چیزی به نام کپیرایت که نداریم! ناشر داخلی هم برای ترجمه و انتشار کتاب از آثار خارجی هیچ محدودیتی ندارد! خیلی جالب است! شما هر کالای خارجی وارد کشور کنید باید عوارض بدهید به جز کتاب!» ادامه ماجرا جالبتر میشود:
«ناشرِ داخلی ما میرود و کتاب حوزه کودک و نوجوان را انتخاب میکند و به ضعیفترین حالت ممکن ترجمه میکند. پول تصویرگری هم نمیدهد و عین تصاویر نمونه خارجی را برگردان میکند در کتاب خودش. پول مولف هم که نمیدهد. تنها هزینه ترجمه است که آنهم بسیار ناچیز است. همین میشود که بازار پر میشود از کارهای ضعیف که نه ترجمه درستی دارند نه متن درستی و نه تصویرگری درستی! این است که خیلی از این کتابها مشکل مضمونی و محتوایی هم دارند!»
حالا بحث روشنتر شده. ناشر داخلی کودک و نوجوان اگر بخواهد درست کار کند هم هزینه مولف دارد هم هزینه تصویرگر. چیزی که ناشر ـ مترجمها ندارد. حالا تصور کنید این مساله در یک بازه ده ساله چه بلایی سر مولف و ناشرهایی میآورد که اهل این فضا هستند. با همه اینها آقای ناشر هنوز عرضه رقابت را رها نکرده، دلنگران اینها نیست. نگران هوای سردی است که کل سالن کودک و نوجوان را احاطه کرده: «بچهها یخ کردند!»
محمدصادق علیزاده
دبیر فرهنگوهنر