کفش چرم طبیعیشان کمی خاکی شده بود اما خط اتوی شلوارشان دستت را میبرید. کیفشان را که از چرم طبیعی بود گذاشته بودند کنار میز و درباره حمایت از محیط زیست و حقوق حیوانات صحبت میکردند. صحبتشان که ته کشید سر بحث جدیدی را باز کردند. یکیشان میگفت آبدار بهتر است. آن یکی اما معتقد بود باید درست مغزپخت شود. استیکهایشان رسید و صحبتشان کوتاه شد. از سر انگشتانشان کارد و چنگال رشد کرد و مشغول ناهار شدند. کمی بعد گارسون صورتحسابی که اندازه حقوق یک ماهش بود را آورد و انعامش را گرفت. از کیفهای چرم طبیعیشان کاغذهای سخنرانی را درآوردند، آماده کردند و راهی سمینار شدند تا به سخنرانیشان با موضوع «فقر در جامعه» برسند.