اهل هیت قصر قند است و سه برادر دارد و یک خواهرکه کوچک تر از خودش است. بعد از فوت پدرش ابراهیم که بزرگ طایفه نیز بود وظیفه معاش خانواده را فاطمه بر عهده گرفت، در این راه برادر بزرگش تنها حامی او بود. فاطمه نیز با پشتکار و بلند همتیاش توانست با مشکلات دست و پنجه نرم کند و محبتهای برادرش را بی پاسخ نگذارد.
وقتی به جزئیات زندگی بانوان کارآفرین نگاه میکنید اهمیت موفقیتشان چند برابر میشود. تاسیس شرکت صنعتی کاجو، رِئیس هیات مدیره شرکت گلکار نگین و به کارگیری 50 زن قصرقندی که از طریق فعالیت در این شرکت بتوانند امرار معاش کنند و زندگی خود را بچرخانند نمونههایی از موفقیت این بانوی قصر قندی است.
قبل از اینکه شرکت را تأسیس کند به کشاورزی علاقه مند بود و محصولات خود را به طور عادی میفروخت.
این علاقه باعث شد فاطمه بعد از دو سال به این فکر بیفتد که میتواند کارها و محصولاتش را گسترش دهد. تصمیم گرفت از زمین خانوادگی اش که دو هکتار مساحت دارد استفاده مفید کند و به تولید محصولات ارگانیک بپردازد. به همین دلیل با پیگیریهای مداوم و با کمک فرماندار قصر قند موفق شد مجوز راهاندازی شرکتی را دریافت کند که منشا محصولات آن در زمینی نزدیک رودخانهای به نام کاجو بود.
تحصیل در شرایط سخت
کار در زمینهای کشاورزی، دامداری و ساعتها نشستن پای دار قالی و گره بر تار و پود فرش زدن،راههایی است که در مناطقی چون روستای هیت به جای درس خواندن و سر کلاس نشستن پیش پای کودکان گذاشته میشود تا از عواقب ناشی از این روند رنج ببرند.
با این حال این شرایط درباره فاطمهباشنده اینگونه پیش نرفت. چون به قول معروف او عزمش را جزم کرده بود.
در این راه با اینکه مشکلات بسیاری پیش رویش قرار گرفت اما خم به ابرو نیاورد و دست از تلاش برنداشت. در کنار کشاورزی و خانهداری درس خواند.
سعی کرد کمک خرجی شود و با فعالیتهایش باری را از دوش خانواده بردارد. فاطمه در نهایت توانست در کنار همه سختیها، کارشناسی در رشته ادبیات را به پایان برساند.
شروع با یک میلیون
باشنده از سال94 با کسب مجوز از اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان فعالیت شرکت را رسما آغاز کرد. او در ابتدا تنها یک میلیون تومان سرمایهگذاری کرد و آن هم پولی بود که برادرش در اختیارش گذاشت و گفت:از توحرکت و از خداوند برکت، ببینم چه کار میکنی.
فاطمه معتقد است که هیچ دستی بالاتر از خدا نیست و حتما برای شروع یک کار لازم نیست یک سرمایه هنگفت در دست داشت، بلکه با کمی صبر و تلاش و در کنارش مدیریت و توکل به خداوند، رسیدن به موفقیت کار سختی نیست.
فرماندار مهربان
خانم باشنده میگوید، حمیرا ریگی فرماندار قصرقند از آن دست مدیران بااخلاق و مهربانی است که بهتر است به او بگویند دوست واقعی تا فرماندار؛ او همیشه پیشقدم است.
در هر کاری از کمک خود دریغ نمیکند.هنگامی که سرداران سپاه، نهاد ریاستجمهوری و نماینده رهبر از روستای ما بازدیدی داشته باشند یا برنامهای باشد، فرماندار همیشه و در همه حال تمایل دارد محصولات و نتایج تلاشهای زنان هیت را در معرض نمایش بگذارد.
به همین دلیل زمانی که مهمانی به قصرقند میآید، فرماندار محصولات کاجو را به مهمانان معرفی میکند و توضیحات لازم را ارائه میدهد و صد در صد گروه کاجو میزبان مهمانان خواهد بود. مهمانان نیز در نهایت بعد از آشنایی و اطمینان از سلامت و کیفیت محصولاتی را سفارش میدهند و به دیگران پیشنهاد میکنند.
محصولات متنوع
اعضای شرکت کاجو دور هم جمع میشوند. با عشق و علاقه کار میکنند. برای فراوری محصولات کشاورزی گرمسیری چون دستگاه خاصی را ندارند، کار را به صورت سنتی انجام میدهند. صنایع دستی، سوزن دوزی بر روی کوسن، مانتو، شلوار، روسری و شال، ساخت دستبند و زیورآلات، تولید و بسته بندی صنایع غذایی و همه نتایج تلاشهای گروه کاجو است. «اوایل برای شروع کار جایی را اجاره کردیم و زنان روستا را به آنجا میبردیم تا کار کنند، اما الان اینگونه نیست، چون فضای روستا طوری است که زنان خیلی به کار بیرون از منزل علاقه ندارند. ترجیح دادیم مکان دیگری را اجاره نکنیم و خانمها در خانه فعالیت کنند. خانمها در منزل به
بسته بندی محصولاتی مانند خرما، شیره خرما،لباس بلوچی، جوراب، ترشیجات و صیفیجات میپردازند و اجناس را اینترنتی میفروشند.»
اشتغال برای 50 بانوی قصرقندی
فاطمه باشنده، نقش دیگری نیز در روستا دارد. او پناه خوبی است برای بسیاری از زنان قصر قندی که از نظر اقتصادی مشکلات فراوانی دارند. فاطمه میگوید:«مدتی بود توانمندیهای زنان روستای هیت و مشکلات اقتصادیشان ذهن مرا در گیر کرده بود با خود میگفتم آنها میتوانند از پس این کار بربیایند، چرا که زنان روستای هیت از نظر تولید محصول توانا هستند، اما از نظر چگونگی ارائه محصولات ناتوان، دلیلش هم این است که خیلی در جامعه حضور ندارند، آنها از روابط اجتماعی ضعیفی برخوردارند. بنابراین به نمایندگی از زنان روستا تصمیم گرفتم در این راه کمکشان کنم.»
این بانوی قصر قندی با مهارت خاص خود توانست50 نفر از زنانی را که بیکاری و نداشتن شغل زندگی آنان را رنجآورتر کرده، وارد کار کند.
25 نفر را مستقیم و 25 نفر را غیرمستقیم مشغول کار کرد. اولویت را هم به زنانی داد که به علت فوت همسر یا اعتیاد و طلاق سرپرستی خانواده را به عهده دارند.
اولین حقوق برای عینک
زمانی که برق شادمانی را در چشم یک نفرمیبیند یا وقتی شخصی توانسته از دسترنج خود سودی ببرد؛ فاطمه میگوید فقط در چنین زمانهایی است که انسان میتواند بخوبی حس کند بانی خیر بوده.هر بار چنین خاطرههایی در ذهنش تداعی میشود، امیدش نیز برای ادامه کار و فعالیت، بیشتر میشود. این خاطره شیرین درباره یکی از زنان سوزن دوز روستاست. اسمش خاتون است. خاتون، زن زحمتکشی که مدتی پیش از بیماری چشم رنج میبرد. هر چند درآمد کاری مثل سوزن دوزی در شرایط اقتصادی این روزها دردی را دوا نمیکند، اما برای خاتون چنین نبود. فاطمه میگوید: «این زن روستایی به حدی وضعیت اقتصادی بحرانی داشت که نمیتوانست از هزینه خرید حتی یک عینک بر بیاید. روزی که مشغول تقسیم حقوق بودیم خاتون در حالی که اشک شوق میریخت داشت اولین برنامه با حقوقش را معین کرد و میگفت با اینکه نمیتواند با این هزینه چشمانش را درمان کند، اما فردا میرود و یک عینک میخرد و به دنبال آن خدا را شکر کرد. آن لحظه مثل خاطره ای شیرین در ذهنم ثبت شد چون توانستم با یک کار کوچک دل همنوع را شاد کنم.
فائزه اکبری
جامعه