در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سادگی جذاب یک خانه
هرچند تاریخ دقیقی برای ساخت خانه تخمین نمیزنند، اما تا قبل از سال 1307 شمسی که مدرس به خواف تبعید شد، سالها در این خانه تلمذ کرده، درس خوانده و با بزرگان مملکتی دیدار داشته؛ بنابراین عمر خانه را دستکم باید یک دهه قبل از این سال یعنی اواخر قاجار به عقب برد؛ خانهای که حالا برخی کارشناسان میراث فرهنگی میگویند قدمتش به اواسط پهلوی اول میرسد، پس هیچ تزئیناتی نداشته که بخواهند آن را نگه دارند! هر چند سادگی این خانه زیباترین تزئینی است که میتواند داشته باشد... با وجود این، براساس اسناد موجود با تبعید مدرس به خواف، او در نامهای به فرزندش، اختیار این خانه را به او واگذار میکند و فرزند مدرس هم تا سال 1325 شمسی در این خانه زندگی میکند. او که پزشک بوده و به توصیه پدرش بسیاری از مردم عادی را رایگان معالجه میکرده، پس از مدتی میبیند توان نگهداری خانه را ندارد و آن را به مرحوم حاجاحمد کتابچی، ناشر کتابفروشی اسلامیه میفروشد، او هم پس از چند سال زندگی در خانه، این بنای تاریخی را به انبار کتاب تبدیل میکند. بنا به همین شکل میماند تا اینکه یکی از تهرانگردیهای احمد مسجدجامعی شرایطی را برای تغییر اوضاع این خانه فراهم میکند تا حالا با تلاش حاج محمد انصاری، نام دارالقرآن امامعلی(ع) در کنار عنوان خانه موزه شهید مدرس قرار بگیرد.
امروزِ خانه
امروز خانه چقدر شبیه دیروزش است؟ راستش نمیشود خیلی قطعی جواب داد. برخی تغییرات را رسانهها نوشتهاند که در بازسازی خانه ایوانها حذف شده و کارشناسان هم توضیح دادهاند ایوانها به خانه الحاق شده بوده و واقعی نیستند. اما حوضهای آبی، دیوارهای آجری و درهایی که حال و هوای قدیمی بودن را در خود دارند، به خانه حس خوبی میدهند. خانه سه در دارد. همین که از در اول وارد شوی و ورودی 5000 تومانیاش را بپردازی، به حیاطی کوچک میرسی که حوض آبیرنگش در کنار شمعدانیهای چیده شده روی راهپلهها، تصویر آنچه را که از گذشتههای دور بارها برایمان تعریف کردهاند، در ذهنها ترسیم میکند.
این حیاط کوچک که مدرس تابستانها در آن از مهمانانش پذیرایی میکرد، هنوز صفای سابق را دارد. این حیاط در دوران رونق خود شاهد ملاقاتهای مدرس با افراد طراز اول جامعه ماننددکتر مصدق، ملکالشعرای بهار و رضاشاه بود؛ کسانی که دکتر علی مدرسی، نوه دختری شهید مدرس، حضور آنها در این خانه را تأیید کرده است. همچنین امام خمینی در زمانی که طلبه بوده، بههمراه برادرش آیتا... پسندیده 21 روز در این خانه مهمان شهید مدرس بودهاند.
پرونده مربوط به محاکمه قاتل شهید مدرس نیز در یکی از ویترینها نگهداری میشود که نشان میدهد قاتلان او پس از محکومیت، همچنان از دولت حقوق میگرفتند! در طرف دیگر، مجسمهای از مدرس میبینیم که توسط استاد رسام ارژنگی ساخته شده است. این مجسمه که پیش از انقلاب ساخته شد، توسط دختر مجسمهساز معروف در اختیار موزه قرار گرفته است. منبر چوبی کوچکی درگوشهای از اتاق به چشم میخورد. این تنها وسیلهای است که بهاحتمال زیاد متعلق به خود شهید مدرس بوده و توسط ایشان مورد استفاده قرار گرفته است.
یک در کوچک شما را به بنای اصلی و بزرگ تر وارد میکند که اتاق کار و محل قرار و مدارهای آقای مدرس که نماینده مجلس هم بوده، در آن قرار دارد. در یکی از اتاقها مجسمههای مومی دیدار مدرس را با مقامات کشوری بازسازی کرده اند و مقابل چشمها قرار دادهاند. دستنوشته ها، نامهها، روزنامههایی که در آنها از مدرس نوشته شده، همه در خانه گردآوری و روی دیوارها نصب شدهاند. فضای این طرف تا آن طرف حیاط خیلی خالی به نظر میرسد و با فاصله زیادی به یک حوض آبیرنگ بزرگ میرسد که اتاقی شبیه مهمانخانههای امروزی است. هرچه نگاه میکنم، نمیشود این میان، این همه خالی بوده باشد، سقف سفید ساخته شده روی بخش بزرگی از حیاط این موضوع را در ذهن میآورد که برگزاری برنامهها در این محیط اهمیتی بیشتر از باغچههایهایی داشته که احتمالا اینجا بودهاند.
از طرف دیگر، دیوار حیاط پر است از بنرهایی که عکسهای مدرس روی آنهاست. این بی سلیقگی در موزه دکتر حسابی هم دیده میشود و البته آنجا پا به خیابان هم گذاشته است. خانه موزه جای بنر و سقف کاذب نیست، کاش این موارد در خانه مدرس لحاظ میشد و جلوه بصری خانه را تحتالشعاع قرار نمیداد. با این همه، خانه حس خوبی دارد، روح آرامش حاکم بر معماری ایرانی که در دوران اسلامی به اوج خود رسیده و حالا در روزگار ما به خاطره تبدیل شده است، در این خانه حضور دارد و منتظر است برای تماشایش راهی شوید.
به خانه موزه مدرس بروید
خانه موزه بازدید کننده هم دارد؟ آرش صابری، کارشناس موزه در این باره میگوید: این خانه موزه و دارالقرآن فعال است و سهشنبه ها خانمها و چهارشنبهها آقایان برای آموزش قرآن به آنجا میآیند. همچنین ما برنامه شبهای تهران را هم هر ماه اینجا برگزار میکنیم و به موضوعات مربوط به تاریخ میپردازیم. دلیل این اتفاق، علاقه خود شهید مدرس به تاریخ است. به گفته او شب تهران بعدی 20 آذر برگزار می شود و به موضوع پایتختی تهران میپردازد.
او میگوید: ما بازدیدکننده داریم و تقریبا میتوان گفت تعداد کمی هم نیستند. البته بیشتر تورهای تهرانگردی به اینجا میآیند. مساله مهم این است که محله باید از رکود خود خارج شود. ما اینجا خانههایی داریم که میتواند شکل محله را عوض کند، اما این اتفاق نمیافتد. مثلا خانه فراغت چرا بیکار است و نمیگذارند کسی وارد عمارت شود؟ امیدوارم رسانهها چنین موضوعاتی را پیگیری کنند. همین خانه زیبا دست یک بازیگر است و آن را تا سال 1400 اجاره کرده است. بچههای کار را از این خانه بیرون کرد و آن را گرفت، اما کاملا تعطیلش کرد.
مدیران باید برای محلههای قدیمی تهران فکری کنند، اما برای خانه موزه مدرس ما هم میتوانیم فکری بکنیم، میتوانیم راهی خانه موزه مدرس شویم و در سادگی زیبای این بنا حال خودمان را عوض کنیم، از سرمایهگذار این خانه هم که بدون حمایت هیچ نهاد دولتی دست به این کار ارزشمند بزند، حمایت کنیم. حالا دیگر شهید مدرس، مرد بزرگی که امروز سالروز شهادتش است، فقط در کتابهای تاریخی حضور ندارد، فقط یادآور اسکناس ده تومانی چند دهه پیش نیست، حالا آقای مدرس در دل تهران خانه هم دارد. یادتان نرود به او سر بزنید.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: