آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
عکسالعملها دیدنی بود؛ یکی صدا و سیما را به توپ بست، یکی گفت همهشان همینند، یکی گفت تحویل بگیر آقای فراستی اینها نسل پرورش یافته شمایند، قلیلی هم گفتند که فراستی حقش بوده و باید یک بار هم خودش در کوزه میافتاده .
خیلی دلم میخواست راجع به این اتفاق یک چیزی بنویسم و من هم مثل بقیه زنده باد مرده بادی نثار یکی از دو طرف کنم، تا گزگز نوشتن از نوک انگشتهایم رخت بر بندد.
اینی که تا الان خوانده اید را نوشته حساب نکنید، تا الان فقط یک پاراگراف خبر خواندهاید که تقریبا همهاش را جسته و گریخته خوانده، دیده یا شنیدهاید.
اصلا میدانید چیست رفقا؟ این روزها من یک مرضی گرفتهام. خیلی از اتفاقات را که میبینم فقط نگاه میکنم.
نه از سر انفعال و سرخوردگی؛ دارم تمرین سکوت میکنم. توی فضای مجازی هم همین شدم. یک وقتها روی آن حبابی که نشانه کامنت گذاشتن است کلیک میکنم، آن خط ایستاده چشمکزن شروع میکند به چشمک زدن که بنویس! بعد میگویم ولش کن حامد ... چه کاریه ... هم از ناراحتیها ناراحت میشوم و هم از خوشحالیها خوشحال ولی نه برای ناراحتیها فوری چیزی مینویسم و نه برای خوشحالیها ... کلمهها مثل برنج باید بپزند، باید دم بکشند.
هنر داشته باشی به زیره و زعفرانی باید بیاراییشان بعد از کوره دهانت بیرونشان بیاوری ... این یک اصل اقتصادی، اخلاقی و کاسبی است: خام فروشی نکنیم.
حامد عسکری
شاعر و نویسنده
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....