حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بعد از این همه برنده شدن و تندیس و سیمرغ گرفتن، اکنون برد برای شما چه معنایی دارد؟
ششمین دههای است که در سینمای ایران کار میکنم، یعنی چیزی حدود 3 -52 سال و هنوز که هنوز است وقتی میخواهم سرکاری بروم همان حالی میشوم که در اوایل کارم به آن دچار میشدم. هنوز وقتی میخواهم سکانسی را فیلمبرداری کنم دچار استرس میشوم و در جسم خود مشکلاتی احساس میکنم. چون من به فیلمبرداری به چشم شغلی که از آن ارتزاق و امرار معاش میکنم، نگاه نمیکنم. فیلمبرداری بخشی از علایق و حیات و زندگی من است. همانطور که برای زنده ماندن به اکسیژن نیاز دارم، برای اینکه به زندگیام معنای بیشتری ببخشم، فیلمبرداری میکنم. من از کودکی با نقاشی و تصویر بزرگ شدم، منزل ما در دوران نوجوانی نزدیک سالن سینما بود و از همان ایام به هنر عشق میورزیدم و با آن رشد کردم. من بعد از بارها جایزه گرفتن هنوز وقتی برنده میشوم سرشار از انگیزه میشوم، بخصوص اینکه این جایزه را از جشنواره مقاومت گرفته باشم که برمی گردد به هشت سال دفاع مقدس و ایستادگی ما در مقابل یک تهاجم دیوانه وار. جنگ در هر حالتی عوارض و تبعات مختلفی دارد. ما از کشورمان دفاع کردیم که البته این دفاع کردن به قیمت هزاران شهید تمام شد.
بزرگترین موانعی که به عنوان یک فیلمبردار حرفهای پشت دوربین فیلمبرداری دارید، چیست؟
خوشبختانه در حوزه فیلمبرداری امروز تقریبا به امکانات فنی روز دنیا دسترسی داریم، اما آنچه مساله سینمای ماست کیفیت فیلم هایمان است. فیلمنامهها تاثیر غیرمستقیمی بر فیلمبرداری دارد و امیدوارم در آنها بازنگری شود؛ بخصوص فیلمهای سینمای دفاع مقدس که حساستر هم هست، از این جهت که ما قصههای جذابی را از آن دوران داریم که من آنها را دهان به دهان از کسانی که در جنگ حضور داشتند، شنیدم. موضوعاتی که سرشار از ایثار و ازخودگذشتگی است، اما فیلمنامههای ما در این حوزه بعضا متاثر از مصلحتگرایی است. امیدوارم مصلحتگرایی کمتر شود تا بتوانیم در اینگونه فیلمنامهها واقعگرایانهتر به مضامین بپردازیم. واقعگرایی مضامین فیلمنامه قطعا در فیلمبرداری فیلم هم تاثیرگذار است. این بدیهی است که اگر موضوع فیلمی شما را جذب نکند، حتی اگر بهترین فیلمبرداری را هم داشته باشد آن را دنبال نخواهید کرد و سالن سینما را ترک میکنید.
خودتان بهعنوان یک فیلمبردار وقتی فیلم میبینید قاببندی و نماهایش توجه تان را به خود جلب نمیکند، دیگر موضوع فیلم را دنبال نمیکنید؟
شغل من این است که نگاه کنم و پول دربیاورم. نگاه عادی زندگیام هم متاسفانه یا خوشبختانه متاثر از شغلم است. یعنی حتی عادیترین موضوعات زندگیام هم متاثر از کارم است. بنابراین طبیعی است که وقتی فیلمی میبینم نگاه فیلمبرداری که دارم در من اثر میگذارد.
تصاویر «سرو زیر آب» نسبت به فیلمهای مشابهی که کار کردید، چه تفاوتی داشت و اصلا چالش این فیلم نسبت به کارهای دیگر شما چگونه بود؟
موضوع این فیلم درباره از دست رفتن حیات دو شهید از دو مذهب مختلف است که در دفن پیکر آنها اشتباهی صورت گرفته. سعی من بر این بود که نگاهی قدسی بر فیلمبرداری این فیلم داشته باشم و نمیدانم تا چه حد توانستم موفق باشم، اما خودم سرو زیر آب را یکی از بهترین کارهای کارنامه کاریام میدانم.
اساسا فیلمبرداری فیلمهای حوزه دفاع مقدس و آثار بلند داستانی تفاوتی با هم دارد؟
بیشک باهم متفاوت هستند. حتی فیلمبرداری دو فیلم از این حوزه را هم نمیتوان با هم مقایسه کرد. مثلا شما دو فیلم سرو زیر آب و تنگه ابوقریب را ببینید. تصاویر این دو فیلم در کمال ظرافت کاملا باهم متفاوت است. مثلا در سرو زیر آب از نورپردازی خیلی استفاده شده، اما در تنگه ابوقریب، تقریبا کل تصاویر خارجی هستند و... .
در طول مسیر حرفهای کاری؛ شما با خیلی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران کار کردید. همکاری با کدام فیلمساز برای شما لذت بخش تر بوده و جای مانور بیشتری به شما داده است؟
محمدعلی باشهآهنگر را از حدود ۲۵ یا ۳۰ سال پیش میشناسم. یادم است فیلمی را ۳۵ سال پیش فیلمبرداری کردم و او در آن فیلم دستیار کارگردان بود. من از همان روز مطمئن بودم او کارگردان درجه یک سینما خواهد شد. امروز از نتیجه کارهایم در کنار آقای باشهآهنگر خیلی راضی هستم. ایشان علاوه بر اینکه خیلی باسواد است، روی فیلمنامههایش بسیار تحقیق و پژوهش میکند. من بابت فیلمبرداری تمام کارهایی که با این کارگردان داشتم از جشنواره فیلم فجر جایزه دریافت کردهام و همکاری با ایشان برایم ارزشمند است. البته خوشبختانه با کارگردانهای خوبی کار کردم که باز میتوانم به کیومرث پوراحمد - که در کار «تیغ و ترمه» کنارشان بودم -اشاره کنم. من با پوراحمد هم دوستی دیرینهای دارم و هم نوعی بینش همسو.
آقای زریندست، هیچوقت به این فکر نکردید که در اوج فعالیت و درخششی که قرار دارید، کار را کنار بگذارید و به کارهای دیگری از جمله تدریس بپردازید؟
مدتی است در این فکرم که دیگر فیلمبرداری را ادامه ندهم، اما وقتی این پیشنهاد را به کارگردانها میدهم معمولا با جملاتی منصرفم میکنند. واقعیت این است که من علاقه زیادی به بازی تنیس دارم و ترجیح میدهم مواقعی که سرکار نیستم، تنیس بازی کنم. به همین علت سخت کار تدریس را قبول میکنم. البته گاهی کارگاههای آموزشی در دانشکدهها میگذارم، اما در مجموع ترجیح میدهم به علاقه شخصیام، یعنی تنیس بپردازم.
ساناز قنبری
سینما
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....