هلن: بیدارم و تعبیر خوابهایم را به چشم میبینم!
ماکسی میلیان: دیر یا زود باید کاری میکردیم و این بهترین فرصت است.
هلن با حالت التماس: میخواهم در مجلس فردا من چهارمین نفر شما باشم.
ماکسیمیلیان: شما باید مردان را آگاه کنید. من صلاح نمیدانم که در مهمانی فردا شرکت کنید. اگر شما هم کشته شوید، چه کسی راه ما را ادامه خواهد داد؟
هلن: من نمیدانم!
ماکسیمیلیان: طوری حرف میزنی که انگار دنیا به آخر رسیده... (قسمت نهم سریال مردان آنجلس)