در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روح مرحوم سیدداوود عباباف شاد که اینگونه عبای مرغوب عمل آورده، خدابیامرزی برای خود خریده. از گرمای عبا و طعم شلغم نقلیهایی که خشایار تیار کرده بود، کیفور بودیم که دیدیم در ماسماسکش چیزی میبیند و نچنچ میکند.
فرمودیم چیست؟ عارض شد: موسیو کارلوس کیروش، مربی تیم ملی فوتبال گویا مصاحبه کرده افاضات فرمودهاند راجع به ممالک محروسه و ال و بل، فوقالنهایه ناراحت، متالم گشته فرمودیم خشایار یک کاغذ قلم بیاورد برایش چیزی بنگاریم برساند دستش. اینگونه نبشتیم:
محضر موسیو کارلوس کیروش
سلام علیکم
و اما بعد
عزتت را کم گذاشتهایم؟ نانت بیات بوده و آبت گرم ؟ جز مهماننوازی و حلوا حلوا کردن از این رعیت نازنین چه دیدهای؟ ما که زبان اهل فرنگ را ملتفت نیستیم. یکی گفت مترجم و میرزابنویستان اشتباه کرده و یکی گفت منظورت این نبوده، به این چیزها کار نداشتیم و نداریم، مردحسابی لشکر به میدان فرستادهایم و تا فتح قله راهی نمانده است. رواست اینگونه آشوب در اردوگاه انداخته و خاطر سرداران جنگجو پریشان گردد؟ هیچگاه در ادوار ماضیه بدین نحو به جام نزدیک نبوده و تا یک قدمی قهرمانی پیش نرفته بودیم. از مروت به دور است فتنه در لشکر انداختن.
با لشکری جنگنده فتح میدان کن با عزتی فزونتر از قبل به وطن مراجعت نما، حرف و حدیث خانگی را به همسایه گفتن آراسته نیست. تندتر نگاشتن ممکن بود و دل سبککن تر اما صبوری میکنیم و هیزم به دیگ تفرقه نمیریزیم. تو کارت را بکن و پرچم سه رنگ وطن را در میدان بالا ببر و با افتخار برگرد، ایرانی جماعت کارش را بلد است... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: