صحنه‌سازی پسر آرایشگر در قتل پدربزرگ

پسر 20 ساله آرایشگر پس از قتل پدربزرگش، با صحنه‌سازی قصد داشت مرگ او را گازگرفتگی نشان دهد که ناکام ماند.
کد خبر: ۱۱۸۴۱۳۸

به گزارش جام‌جم، عصر 6 دی امسال مردی برای دیدن پدر60 ساله‌اش به خانه او در طبقه دوم ساختمانی در محله یافت‌آباد تهران رفت اما او در را باز نمی‌کرد و همسایه‌ها نیز خبری از وی نداشتند. او با نامادری 32 ساله‌اش تماس گرفت که متوجه شد برای شرکت در مراسم ختم عمویش به شاهرود سفر کرده است. در را به سختی باز کرد و بعد از ورود با جسد پدرش رو‌به‌رو شد. جسد در نزدیکی بخاری بدون دودکش بود و به نظر می‌رسید دچار گازگرفتگی شده است. با گزارش ماجرا به پلیس، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و چون این خانواده احتمال می‌دادند مرگ پدرشان براثر گازگرفتگی باشد، از کسی شکایت نکردند. بعد از سه روز نوه دختری مقتول کارت بانکی مرد 60 ساله را به دایی‌اش تحویل داد. پسر مقتول که به ماجرا مشکوک شده بود با حضور در دادسرای جنایی تهران شکایت کرد و گفت به خواهرزاده 20 ساله‌اش عرفان مشکوک است. با دستور قضایی تحقیقات پلیسی آغاز و معلوم شد شش میلیون تومان از حساب مرد میانسال برداشت شده است. پزشکی‌قانونی نیز علت مرگ را خفگی اعلام کرد. 16 روز بعد از جنایت، نوه مقتول بازداشت شد و در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد. متهم روز یکشنبه در جریان تحقیقات قضایی در دادسرای جنایی تهران، اعتراف کرد ناخواسته پدربزرگش را با پتو خفه کرده و با صحنه‌سازی می‌خواسته مرگ او را گازگرفتگی نشان دهدکه ماجرا لو رفته است.
عرفان 20 ساله دیروز پس از جلسه بازپرسی در گفت‌وگو با جام‌جم به تشریح این جنایت پرداخت. می‌گوید ناخواسته مرتکب قتل شده و از کارش پشیمان است.

از خانواده‌ات بگو.
دو ساله بودم که پدر و مادرم از هم جدا شدند. مادرم تا به‌حال سه بار ازدواج کرده است. پدرم هم ازدواج کرد و وضع مالی خوبی دارد. او و مادرم هیچ وقت به فکر من نبودند. مدتی نزد مادربزرگم بودم و بعد از ده‌سالگی از او جدا شدم.
بعد از جدا شدن از او چه‌کار کردی؟
بعد از آن کارتن‌خواب شدم. صبح‌ها می‌رفتم مدرسه، شب‌ها در مکانیکی، رنگ‌کاری و نجاری می‌خوابیدم. توانستم دیپلم بگیرم. چند سالی است که در آرایشگاه کار می‌کنم. مادربزرگ مادری‌ام چهار سال پیش فوت کرد، پدربزرگم بعداز آن با زنی که 30 سال از خودش کوچک‌تر است ازدواج کرد. او برای حفظ آبروی خانوادگی مرا دو سال قبل نزد خودش آورد تا از خیابان‌ها جمع شوم. ارتباط خوبی با پدربزرگم و همسر جدید او نداشتم. شرایط روحی خوبی نداشتم، همه مرا تحقیر می‌کردند.
اعتیاد داری؟
زمانی که کارتن‌خواب بودم تریاک و شیره استفاده می‌کردم که کم‌کم آن را ترک کردم.
ارتباطت با مقتول چطور بود؟
ارتباط خوبی با هم نداشتیم. هر بار که از او کمک می‌خواستم، پولی نمی‌داد و می‌گفت پدر و مادرت باید هزینه زندگی تو را بدهند و تحقیرم می‌کرد و مثل بقیه نوه‌ها با من رفتار نمی‌کرد.
از جنایت بگو.
اول قصدم قتل نبود. سه روزی بود که همسر پدربزرگم برای شرکت در مجلس ختم به شهرستان رفته بود. شب قتل، درست نخوابیدم. آن شب کلنجار می‌رفتم که پدربزرگم را بکشم یا نه؟ ساعت 12 و 30 دقیقه شب خوابیدم. اما حالم خوب نبود و ساعت 4 صبح بیدار شدم. پدربزرگم کنار بخاری در اتاق نشیمن خوابیده بود. بالای سرش رفتم، او ناراحتی تنفسی داشت و من پتو را روی صورتش کشیدم که بعداز دو دقیقه فوت کرد. همان موقع که تقلا می‌کرد، پایش به بخاری خورد و بخشی از لوله آن افتاد. پتو را که کنار زدم، دیدم فوت کرده است. 15 دقیقه در راه‌پله‌ها بودم و بعد وارد اتاق شدم. بالای سر جسد رفتم و بعد به اتاق‌خواب رفته و کارت بانکی و رمز جدیدش را از کت مقتول برداشتم. سپس بیرون رفتم و برای این‌که کسی به من شک نکند، عصر بازگشتم که متوجه شدم دایی‌ام جسد را یافته است.
عذاب وجدان داشتی؟
خیلی. حتی چند بار خواستم بروم به خانواده‌ام بگویم که من پدربزرگ را کشتم که از ترس نتوانستم اعتراف کنم. در این 16 روز هم در محل جنایت بودم و از ترس در راه‌پله می‌خوابیدم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها