اندیشه غالب در نظم قدیم و پس از جنگ جهانی دوم مبتنی بر امنیت جمعی بود؛ اما تهدیدهای آن روزگار احتمال برخورد میان دولتها و نیروی نظامی یک کشور را علیه نیروهای نظامی کشور دیگر به وجود می آورد. تهدیدهای امروزه ماهیت دیگری یافته اند. در گزارش هیات بلندپایه سازمان ملل متحد نیز به نبود یک سازوکار موثر برای جلوگیری از جنگهای داخلی یا کمک به کشورهای در حال گذار از جنگ داخلی اشاره شده است . از این رو اقدامات تمهید صلح پس از مناقشه با تاسیس کمیسیون تمهید صلح آسان خواهد شد. تاسیس این کمیسیون زیرنظر شورای امنیت ، صلاحیت این شورا را در حفظ صلح به داخل قلمرو سرزمین کشورها، گسترش می دهد. به این ترتیب امکانی فراهم شده است تا در سایه دکترین صلاحیت نامحدود شورای امنیت کشورهایی که تازه از منازعات رهایی یافته اند، دوباره در دام جنگ و ویرانگری گرفتار نشوند.ازجمله نقشهای اساسی کمیسیون تمهید صلح ، تقویت کارکرد نظارتی سازمان ملل بر اجرای صلح جهانی است.
|
جهان امروز و مسائل امنیتی آن بسیار پیچیده تر و گسترده تر شده است و این مسائل صرفا با تصمیم گیری سران کشورهای قدرتمندو مصوبات آنها حل نمی شود
|
در این خصوص نقش این کمیسیون در تداوم تمهید صلح در کشورهای رها شده از منازعه و مبتنی بر اصول حکومت داری مطلوب و کارآمد ضروری به نظر می رسد.با استفاده از سازوکار جدید ایجاد شده نقص منشور ملل متحد در زمینه کمک به کشورها در گذار از جنگ به صلح برطرف شده است ؛ ولی مشورتی بودن این کمیسیون سبب می شود نظرات آن تنها در صورت تعهد داوطلبانه کشورها اجرا شود، هر چند اگر نظرات مشورتی این کمیسیون به شورای امنیت در قالب قطعنامه شورا به تصویب برسد، آنگاه جنبه الزامی خواهد داشت و از ضمانت اجرایی لازم بهره مند خواهد شد. از سوی دیگر ایجاد این کمیسیون موجب تقویت صلاحیت دبیرکل برای میانجیگری و کاربرد همکاری از سوی وی خواهد شد.جهان امروز و مسائل امنیتی آن بسیار پیچیده تر و گسترده تر شده است و این مسائل صرفا با تصمیم گیری سران کشورهای قدرتمند و مصوبات آنها حل نمی شود. حل مسائل امنیتی ازجمله درگیری های داخلی در پرتو مشارکت و همکاری همه دولتها با کمیسیون تمهید صلح امکان پذیر است .
کمیسیون می تواند به اتفاق نظر درباره راهبرد حضور موثر در عملیات های حفظ صلح و تمهید صلح همکاری کند. در این خصوص اداره حمایت از تمهید صلح به عنوان نهاد بوروکراتیک کمیسیون تمهید صلح می تواند به عنوان مرکزی برای هماهنگی بازیگران دخیل و مرتبط با فرآیند تمهید صلح در سطوح ملی و بین المللی و انتقال نظرات دولتها، مجامع بین المللی ، افراد و سازمان های غیردولتی عمل کند.
از منظر عمل
به طور کلی و در یک جمع بندی نهایی به نظر می رسد، تاسیس کمیسیون تمهید صلح ملل متحد درخصوص اعمال اصلاحات در ساختار سازمان ملل متحد انجام گرفته است تا به این ترتیب بخشی از نقص ساختار سازمان ملل متحد را در زمینه ایجاد، احیا و تداوم صلح بر طرف کند، این که می تواند توانایی ها و صلاحیت های شورای امنیت سازمان ملل متحد را در زمینه مداخلات مربوط به ایجاد صلح افزایش دهد؛ ولی از چند مشکل اساسی برخوردار است :نخست : ایجاد این کمیسیون زیرنظر شورای امنیت که این کمیسیون را فربه تر ساخته است و بر قدرت آن به عنوان پرنفوذترین رکن نظام ملل متحد افزوده است . این در حالی است که ساختار شورای امنیت و نوع روابط قدرت در چارچوب آن با انتقاد فراوان منتقدان روبه رو بوده است و دموکراتیک بودن فرآیندهای تصمیم سازی و اعمال وظایف آن با پرسشهای زیادی مواجه بوده است . این موضوع گسترش صلاحیت شورای امنیت به داخل مرزهای سرزمین کشورهای عضو، محدوده اختیارات وسیع تری را نسبت به گذشته در اختیار شورای امنیت قرار می دهد که این موضوع می تواند بهانه بسیار مناسبی را برای دخالت شورای امنیت و سازمان ملل متحد در امور داخلی کشورها ایجاد کند. امکانی که با توجه به ترکیب شورای امنیت و حضور دائمی قدرتهای بزرگ در آن می تواند به عنوان اهرم فشار دیگری علیه کشورهای در حال توسعه به کار رود و زمینه مداخله بین المللی را در کارهای داخلی این کشورها فراهم آورد و از این رهگذر به تعمیق شکاف موجود میان شمال و جنوب بیفزاید.دوم: نوع ترکیب اعضای کمیسیون تمهید صلح سبب شده است که عملا اعضای صاحب نفوذ شورای امنیت از قدرت فراوانی در کمیسیون برخوردار باشند، همین موضوع سبب می شود که حتی در زمینه ارائه نظرات مشورتی از سوی کمیسیون ، نظرات ارائه شده با نظرات شورای امنیت هماهنگی زیادی داشته باشند.با توجه به اهداف کمیسیون ، چنانچه 2انتقاد پیشین را نادیده بگیریم ، مشورتی بودن کمیسیون به طور عملی اختیار چندانی را برای اعمال نظرات مصوب در اختیار کمیسیون قرار نمی دهد. این موضوع می تواند در تاثیرگذاری کمیسیون در رویدادهای پیش رو و تحقق اهداف اولیه تاسیس آن تاثیرگذار باشد.