حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از ایرانشهر آمده. دو ماه پیش متوجه بیماری فرزندش شده است. 13 ماه اول، دخترش هیچ مشکلی نداشت. رفتهرفته اما نشانههای بیماری را در کودکش دید؛ از سرگیجه گرفته تا تب شدید و استفراغ.
آقای میربلوچزهی این نشانهها را که دید، دخترش را به بیمارستان برد. پزشکان ایرانشهر تا قبل از دیدن نتیجه MRI فکر نمیکردند دختربچه مشکل خاصی داشته باشد، اما وقتی نتیجه MRI را دیدند، به او گفتند اینجا کاری از دست آنها ساخته نیست و باید فرزندش را به یک شهر دیگر ببرد.
مرد بلوچ کودکش را به بیمارستانی دولتی در زاهدان برد. پزشکان آنجا MRI را که دیدند، به او گفتند کودکش دچار تومور مغزی بدخیم است و باید سریع به اتاق عمل برود. آنها حتی میربلوچزهی را ناامید کردند و گفتند احتمال زنده ماندن کودکش بسیار کم است.
او که این حرف را شنید، نتوانست در زاهدان بماند و کودکش را به تهران آورد و در مرکز طبی کودکان بستری کرد.
پزشکان این مرکز نیز وقتی نتیجه MRI را دیدند، به میربلوچزهی گفتند مشکل فرزند تو خیلی حاد است و باید حتما عمل شود.
اینجا هم پزشکان تاکید کردند که احتمال زنده ماندن کودک فقط 20 درصد است. اما مرد بلوچ دیگر چارهای نداشت جز این که به انجام همین عمل پرخطر راضی شود.
دختربچه عمل شد. در حالی که پدر، مادر و همه خانوادهاش خدا خدا میکردند تا نتیجه عمل مثبت باشد. همینطور هم شد. وقتی هم که پزشک از اتاق عمل بیرون آمد، با خوشحالی به پدر دخترک گفت که جراحی خیلی خوب پیش رفته است.
حرف دکتر باعث شد لبخند بر لبان مرد بلوچ بنشیند و شعف در چهرهاش نقش ببندد. شور و شعفی که بعد از گذشت ده روز از عمل نیز همچنان در صورت و صدای او موج میزند.
«هزینه عمل تومور بسیار بالاست، حتی اگر دفترچه بیمه داشته باشی.» این جمله را میربلوچزهی از زبان همه افرادی شنیده که از آنها درباره هزینههای درمانی کودکش سؤال کرده است. البته صندوق بیمارستان هنوز رقم مشخصی به او اعلام نکرده و گفته است که برای مشخص شدن مقدار هزینه باید تا زمان ترخیص صبر کند.
البته او میگوید هزینه هرچقدر بشود، برایش فرقی نمیکند، مهم این بود که حال کودکش بهتر شود که شده. میگوید با این که کارگری ساده است، اما هزینههای درمانی هرچقدر باشد، آن را تامین میکند، حتی اگر مددکاری بیمارستان و مراکز خیریه نیز به او کمکی نکنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....