
یه پاییز ِ دیگه بازم تو راهه بازم چشام به راه ِ تو سیاهه
گفتی عشق بهار جدایی داره
گفتی خزون که شد میای دوباره
خزون غرور ابرارو شکسته
زمین پر شده از برگهای ِ خسته
ولی قلبای یادگاری ما
رو سینه ی درخت غم نشسته
برگــرد
تنم دوباره با عشق تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد
برگــــرد
تنم دوباره با عشق تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد
همه سهم من از خزون همینه
بشینم روز و شب به انتظارت
همه ترسم از اینه مثل هر سال
فراموشت بشه قول و قرارت
ببین که باد سرد بی ترحم
داره باز بوی بی کسی میاره
آهای مسافر پاییزی من
یه وقت گم نکنی راهو دوباره
برگــــرد
تنم دوباره با عشق تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران