در نتیجه به دفتر کار یکی از اساتید عرفانی مورد تأیید مراجعه کرد و او را گفت: «ای استاد، من یک طالب معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانیام. جامهات را به من میدهی تا بپوشم و تبرک شوم؟»
استاد گفت: «نخست به سوالم پاسخ گوی، آنوقت.»
مرد گفت: «در خدمتم.»
استاد گفت: «اگر مردی جامه زنی را بپوشد، زن میشود؟»
مرد گفت: «نع». استاد گفت: «اگر زنی جامه مردی را بپوشد، مرد میشود؟» مرد گفت: «نع». جوانمرد گفت: «همین دیگر.»
مرد گفت: «ینی نمیدی؟»
استاد گفت: «ای طالب معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانی، من این جامه را با دلار 15 هزار تومانی از کریستینفالوعر پاریس خریدهام. دست نمیگذارم بهش بزنی، چه برسد بپوشی.»
مرد گفت: «عی بابا، گمان کردم خواهید گفت مدارج و مقامات عرفانی به جان است نه به جامه».
استاد گفت: «آن هم مزید بر علت.» سپس به نگهبانی گفت مرد را بیندازند بیرون و خود به جیب مراقبت فرورفت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....