آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
زن گفت: «بلی.» سهراب آستینها را بالا زد و چرخ زاپاس را با چرخ پنچرشده تعویض کرد و نشانی نزدیکترین پنچرگیری را نیز به زن داد. زن گفت: «دستت درد نکنه. چقد شد؟» سهراب گفت: «هیچی. شما به من بدهی ندارید، فقط قطعکننده چرخه محبت نباشید.» و رفت.
زن سوار خودرو خود شد و به یک رستوران بینراهی رفت تا غذا بخورد. در آنجا پیشخدمت رستوران را دید که زنی باردار بود و بسختی کار میکرد. هنگام رفتن یک چک ده میلیون تومانی روی بشقاب گذاشت و کنارش روی کاغذی نوشت: «این برای تو است. تو به من بدهی نداری، فقط قطعکننده چرخه محبت نباش.» زن باردار چک را برداشت و شب که به خانه رفت، آن را به شوهرش داد و گفت: «سهراب، پول بیمارستان جور شد. فقط باید قطعکننده چرخه محبت نباشیم.»
توضیح: شاید تصور کنید سهراب دوم همان سهراب اول بود، اما اینگونه نیست. سهرابِ اول، «سهراب رمضانی» و سهرابِ دوم «سهراب اثنیعشری» بود. درست است که کار دنیا حساب و کتاب دارد، اما همینقدر بالیوودی و کلید اسراری هم نیست. این چرخه باید مقدار بیشتری بچرخد تا دوباره به سهراب رمضانی برسد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....