دیروز جمعه خشایار را امر فرمودیم سیاهی و کتیبههای عمارت را از در و دیوار پایین آورده، تا کرده و در گنجه بگذارد تا سال آینده مجدد توفیق حاصل شد بر عمارت بکوبیم. من بعد ذلک نقود در دستش گذاشتیم برود مقداری نقل و مسقطی و باقلوا و حلویات ابتیاع کرده بیاید، علاوه بر ذلک سیدجلال را فرمودیم ساعت ببیند به جهت سلمانی و بعد که فهمیدیم قمر در عقرب نیست میزیعقوب دلاک باشی را نیز پیغام پسغام کردیم به حضور رسیدند، مو و محاسن مرتب و کوتاه کردیم که معصوم فرمود شیعتنا خلقوا من فاضل تینتنا یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا. انشاءا... به حق گریه و دعای عزاداران روز به روز احوال ممالک محروسه به گردد و رعیت نجیب در کمال آسایش و آرامش به معاش بپردازند، گویا دقالباب میکنند و از اهل محل به تبریک و شادباش قصد دارند تشریففرما گردند، فلذا همینجا نگاشتن را مختصر کرده به امورات مهمانان رسیدگی میکنیم. تا چه پیش آید. زیاده فرمایش نداریم والسلام علی من اتبع الهدی...