و اما علیرضا، 33 ساله ، دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه آزاد خوراسگان ، متاهل ، دارای 2 فرزند است و نمایندگی فروش کاشی و سرامیک دارد.
علیرضا می گوید: آنچه باعث شد به دانشگاه بیایم ، نه مشکل مالی است که البته شرایط مالی مناسب و ایده آلی دارم و نه ارتقای شغل یا کسب علم و تخصص. چون بیشتر افرادی که با آنها در ارتباط هستم مانند همکارانم و برادر و خواهرم و حتی همسرم تحصیلکرده بودند و به نوعی میان آنها احساس کمبود می کردم . حتی به نوعی آنها مدرک خود را ملاک برتری خویش نسبت به من می دانستند. من هم برای این که از وجهه اجتماعی بهتری برخوردار باشم و بیسواد تلقی نشوم وارد دانشگاه شدم و چون توانایی قبولی در رشته های مهندسی برق و مکانیک و... را نداشتم به صرف این که رشته کشاورزی هم پیشوند مهندسی دارد، آن را انتخاب کردم ؛ هر چند تا به حال هم از درسهایی که پاس کرده ام چیزی نفهمیده ام و بعید هم می دانم لیسانس گرفتنم کمتر از 6یا 7سال طول بکشد، اما مهم نیست. مهم این است که پس از این به من می گویند مهندس.
قابل توجه است که جذابیت های عناوین رشته های تحصیلی فقط جوانهای کم سن و سال را شیفته خطاب قرار گرفتن با لفظ مهندس یا دکتر نکرده است. آنقدر این بیماری پیشرفته که فردی با مشخصات علیرضا با آن سن و سال و با آن موقعیت عالی و خانوادگی هم محتاج این است که به او بگویند مهندس ، بدون این که باز هم زمان و هزینه ای که اتلاف می شود در نظر بگیرد و توجهی نداشته باشد به این که برای این زمان و هزینه می توان برنامه ریزی مناسب تر برای دست یافتن به قله های رفیع تر و اهداف مهمتر در زندگی داشت.
غیر از اهدافی که به آن در موارد فوق اشاره شد عده ای هم با هدف به تعویق انداختن سربازی یا برای سرگرمی ، وقت گذرانی و با نهایت تاسف حتی با اهدافی خلاف اخلاق وارد دانشگاه می شوند که این موارد نهایت بی هدفی و بلاتکلیفی این گونه اشخاص را می رساند؛ اما از مثال هایی که عنوان شد و نمونه هایی که بی شک خود شما یکی از آنها هستید یا در پیرامون خود زیاد با این اشخاص مواجه می باشید، می توان به این نتیجه رسید که بیشتر اقشار جامعه مدرک را یک وسیله یا ابزاری برای به دست آوردن جایگاهی در جامعه می دانند تا به یکی از نیازهای اساسی که در نظریه های انگیزش آن را سلسله مراتب نیازها می نامند.
آیا بهتر نیست کمی دقیق تر و عمیق تر بیندیشیم و پی به واقعیت اهداف و نیازهای خویش ببریم ، استعدادها و توانایی های خود را ارزیابی کنیم و بخصوص زمان و همچنین هزینه را نیز به طور جدی مدنظر قرار دهیم و بررسی کنیم که آیا دانشگاه و اخذ مدرک بهترین راه برای رسیدن ما به هدفمان هست و این که راههای بهتر و حتی کم هزینه تر به لحاظ زمانی نیز وجود دارد که نه تنها هزینه و زمان کمتری را اتلاف می کند، بلکه مزایای دیگری که می تواند در دوره دیگری از زندگیمان اهمیت پیدا کند را در مسیر ما قرار می دهد تا به آن دست پیدا کنیم که مثال روشن و واضح آن لیلاست. البته در این میان ضعف های ساختاری سیستم آموزشی و ناهماهنگی میان دانشگاه و سازمان های مختلف کشور را نیز نباید از یاد برد و آن نیز موضوعی قابل بحث است و شاید عمده ترین عاملی است که معضلات فرهنگی همچون پدیده ای به اسم مدرک گرایی را در جامعه به وجود آورده است.
و یک پرسش کلی آیا واقعا راههای بهتری غیر از دانشگاه برای پاسخ دادن به نیازهای اساسی انسان وجود ندارد؛
آیا بهتر نیست به جای افزایش سطح تحصیلات به رشد فرهنگی و شخصیتی و اخلاقی خویش اهمیت دهیم و حسادت ها، چشم و همچشمی ها و غرور و خود برتربینی های نابجا را در خود به عنوان یک ضعف شخصیتی برطرف کنیم؛آیا دانشگاه که باید یکی از اهدافمان برای ورود به آن حتما خودسازی و تقویت ریشه های اخلاقی و رفتاری سالم و مثبت و حذف رفتارهای نابخردانه و نامناسب است می تواند برای هر فردی تاثیرگذار باشد با توجه به این که اهدافمان گاه با این موضوع مغایر است!؛
| مدرک برای ازدواج محمد ر، 25 ساله ، دانشجوی رشته مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد، کارگر قراردادی یکی از کارخانه های حومه اصفهان است که البته خدمت سربازی را هم پشت سر گذاشته است. فکر می کنید محمد با چه هدفی به دانشگاه آمده است؛او می گوید: از سربازی که برگشتم یک سال طول کشید تا توانستم کار پیدا کنم ، البته کاری بهتر از کارگری با توجه به این که مهارت و سابقه ای نداشتم پیدا نکردم.
یک سال که گذشت و اندکی پس انداز کردم به خواستگاری دختر محبوب خویش که از همان دوران دبیرستان دلبسته اش شده بودم ، رفتم. آن دختر کسی نبود جز راضیه ، دختر عمویم. نه به آن صورت شغلم را بهانه کردند و نه درآمدم را؛ اما هم خودش و هم خانواده اش صحبت جالب توجهی را به زبان آوردند که شاید خانواده های دختر خانمهای امروزی زیاد در میانشان باب شده است. آپارتمان و خودرو که نداری اگر مدرک هم نداشته باشی پس ما بگیم دامادمون چیکاره است؛ چی داره؛ او می افزاید: همین مساله باعث شد هر سال کنکور دادم و سرانجام سال سوم ؛ دانشگاه آزاد مدیریت قبول شدم. الان هم به خاطر این که پاسخ منفی دخترعمویم مثبت شود، اینجا هستم. این صحبت را از زبان خیلی از دانشجویان می توان شنید و تنها برای آقایان هم مطرح نیست ، چون بیشتر افراد هنگام ازدواج و انتخاب همسر برابری مدارک تحصیلی را نیز یک معیار قرار می دهند که البته براحتی نیز نمی توان این معیار را زیر سوال برد، ولی از طرفی چندان نیز نمی توان بر آن تاکید داشت. در واقع ارتباط چندانی میان مدرک و زندگی مشترک به شیوه معقولانه البته اگر درک متقابل دو طرف مطرح باشد وجود ندارد، کما این که افراد زیادی با وجود برابر نبودن سطح تحصیلاتشان با هم ازدواج کرده اند و در موارد بسیاری هم خوشبخت و موفق هستند؛ اما انچه در این موضوع خاص مطرح می شود این که سطح تحصیلات برابر به عنوان یک معیار برای تناسب بیشتر دو طرف در جهت درک بهتر نسبت به یکدیگر یا از یک دیدگاه یکسان برخوردار بودن نیست که به تفاهم بیشتر منجر شود، بلکه آنچه برای دو طرف و خانواده هایشان مدنظر قرار دارد این است که مدرک را یک ارزش و یک برتری قلمداد می کنند در صورتی که تحصیلات صرفا یک امتیاز است نه یک ارزش و ملاک برتری و امتیاز دانستن مدارک تحصیلی برای ایجاد این دیدگاه است که فرد با تحصیلات پایین تر نیز می تواند از برخی امتیازات خاص برخوردار باشد همچون شرایط مالی ، شرایط اجتماعی و شغلی ، شرایط خانوادگی. |