حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
امروز به نام روز جهانی کودک نامگذاری شده است،روزی که قرار است به آدم بزرگها یادآوری شود بچهها را آنچنان که واقعیت آنهاست، ببینند نه بیشتر و نه کمتر.جالب این که همه آدمبزرگها، اول کودک بودهاند با دنیای شبیه همه کودکان اما به دلایل مختلف برخی از آنها کودکی خود را فراموش کردهاند و اصلا یادشان نمیآید وقتی بچه بودند دوست داشتند چگونه بچگی کنند.البته حال و روز آنهایی که کودکی خود را از یاد بردهاند خیلی بهتر از آدمبزرگهایی است که کودکی تلخ و تاریکی داشتهاند و حالا میخواهند انتقام همه آن روزهای تاریک را از بقیه بگیرند.
مژگان عظیمی، دوبلور قدیمی و پیشکسوتی است که سالهاست صدای او را در کارتونهای مختلف میشنویم.همه بچههای قدیم که عاشق پینوکیو و اردکش جینا بودند، میدانند که عظیمی گوینده جیناست.همه آنهایی که هایدی را دوست داشتند و هنوز هم او را در خانه پدربزرگش در کوهستان به یاد میآورند، با شنیدن صدای عظیمی یادشان میآید که هایدی چگونه چشمش را به روی سختیها میبست و مهربانی وجودش را به همه جا پراکنده میکرد.بابالنگدراز را هم که یادتان هست و آن دختری که پرازشور و نشاط و عشق بود.عظیمی جای او هم صحبت کرده و البته جای چندتایی از پسرهای کارتون فوتبالیستها که بین پسرها طرفدار زیادی داشت و دارد.عظیمی خودش مثل همه شخصیتهایی که جای آنها صحبت کرده پر از مهربانی، صبر، امید و پشتکار است. دیروز که به او تلفن کردم، صدایش مرا به سالها قبل برد، زمانی که برای اولین بار او را در یک برنامه تلویزیونی دیدم و چقدر هیجانزده شدم که چهره، صدای جینا، هایدی و بقیه شخصیتهای دوستداشتنیام را میبینم و عظیمی با قهرمانهای کارتونیام تفاوتی نداشت، همانقدر مهربان و همانقدر فانتزی و دوستداشتنی.صدایش هنوز کودک است شاید به این دلیل که صدا پیر نمیشود.هنوز هم به جای پسربچههای کارتونها صحبت میکند و هنوز هم کودک درونش پر از انرژی و بازیگوشی است با خندهای که انگار تمامی ندارد،عمیق و وسیع.
حالا دیگر همه میدانند ذهن و قلب بچهها مثل خاکی حاصلخیز است که هر چه در ان بکاری، رشد کرده و محصول میدهد و زندگی آدمها را میسازد.عظیمی درباره تاثیر ساخت خاطرهها و افکار خوب در کودکان میگوید:«دوران بچگی،حساسترین و سرنوشتسازترین مقطع زندگی است.به همین دلیل روابط بین اعضای خانواده بخصوص پدر و مادر بسیار مهم است چون هر طور که آنها با هم رفتار کنند، بچهها از آنها الگو میگیرند. به همین دلیل به نظر من باید مهربانی اصل و اساس رفتار ما با کودکان باشد.دریافت عطوفت و شادی حق بچههاست و نباید از آنها دریغ شود.گاهی میشنویم و میبینیم با برخی از بچهها بدرفتاری میشود و آنها حتی از طرف والدین خود مورد اذیت و آزار قرار میگیرند که اصلا قابل قبول نیست.این اخبار بشدت ناراحتم میکند و همیشه آرزو میکنم هیچ بچهای در هیچ کجای دنیا آزار نبیند.بچهها خیلی لطیف هستند و اصلا نمیتوانم قبول کنم چطوری یک عده دلشان میآید بچهها را اذیت کنند ! »
حالا دیگر بیشتر مردم با اصطلاحاتی مانند کودک درون آشنا هستند و میدانند که اگر کودک درون سالم بماند، چگونه فرد را در بزرگسالی به آدمی موفق تبدیل میکند.اما چگونه میتوان از کودک درون مراقبت کرد؟ عظیمی در پاسخ میگوید:«به نظرم یکی از نکاتی که والدین باید به ان دقت کنند، این است که به بچهها اجازه حرف زدن و طرح نظراتشان را بدهند با این روش به کودکان یادآوری میکنیم برای ما مهم هستند.بچه وقتی حرف بزند، شرایط برای رشدش بیشتر مهیا میشود.گاهی نظر بچهها خوب است و میتوان آن را عملی کرد و گاهی کاستیهایی دارد که بزرگترها با زبان و لحنی که برای کودکان قابل درک باشد،میتوانند این کاستیها را درست کنند و به بچهها کمک کنند، قوی و هوشمند و شاد بزرگ شوند.»
بچههای امروزی سرگرمیهای متفاوتتری نسبت به بچههای مثلا دهه شصتی دارند.دنیای آنها تغییر کرده به همین دلیل برخی بر این باورند که دوره «هایدی» تمام شده و نباید انتظار داشت هایدی قهرمان بچههای امروزی باشد.عظیمی در این باره میگوید:« مگر میشود دوره هایدی تمام شده باشد، او که سرشار از مهربانی بود.دختری که پر بود از امید به همین دلیل همه سختیها را تحمل میکرد.شاید این گُمانه از زمانی شکل گرفت که گوشیهای هوشمند و اینترنت را دادیم دست بچهها و فرصت مهربانی و تلاش را از آنها گرفتیم.کودکان از دنیای واقعی فاصله گرفتهاند و چون کمتر با دوستان و همسن و سالهای خود معاشرت میکنند و همدم واقعی آنها اینترنت شده ، از بچههای دو، سه دهه قبل عصبیتر و پرخاشگرتر شدهاند و تنها کسی که میتواند به آنها کمک کند پدر و مادرها هستند که باید برای بچهها بیشتر وقت بگذارند و مهربانانه آنها را با دنیای واقعی آشتی دهند.»
مژگان عظیمی در همه گفتوگوهایی که تاکنون انجام داده از پدر و مادرش به نیکی یاد کرده و یادآور شده پیوند عمیقی با مادرش دارد.شاید همین پیوند عاطفی است که باعث شده او همچنان به کودک درون خود وفادار بماند و او را دوست داشته باشد و این عشق را به دیگران هم منتقل کند.این دوبلور درباره رابطهاش با والدینش میگوید:« بچهها از پدر و مادر یاد میگیرند که چگونه باید زندگی کنند.والدینم منبع عشق و مهربانی بودند و به من کمک کردند به آرزویم که دوبلوری بود، برسم.پدرم فوت کرده و من با مادرم زندگی میکنم.بانویی که مثل خورشید در زندگیام میدرخشد. هرگز مادرم را تنها نگذاشته و نمیگذارم. معتقدم خدا به من خیلی لطف دارد که چنین پدر و مادری به من داده است.»
بزرگ که میشوی، چالههای زندگی عمیقتر و بزرگتر میشود، گاهی احساس تنهایی و شکست میکنی، گاهی روزگار سخت میشود و تو باید طاقت بیاوری تا روزهای سخت تمام شود.تنها بنیهای که میتواند به تو قوت دهد تا در مسیر پرچالش زندگی دوام بیاوری، کودکی است، دورانی که پدر و مادر کنارت بودهاند و دستت را میگرفتند و پا به پای تو میآمدند.اگر برای بچهها خاطرات خوب بسازیم، آنها در تنگناها و گرفتاریها به همین خاطرات تکیه میکنند و جان سالم بهدر میبرند.پس شش دانگ حواسمان به بچهها باشد.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....