سرش را پایین انداخت و گفت دستشویی دارم. من هم مسیر سرویس بهداشتی کارکنان را به او نشان دادم. مقداری از مسیر را رفت ولی دوباره برگشت. پرسیدم مشکلی هست که با خجالت گفت: «خاله بلد نیستم تنهایی بروم.» خلاصه اینکه من نیز با او همراه شدم تا کمکش کنم. ما کتابداران تصمیم گرفتیم که دادن خدمات ویژه به کودکان را نوبتی کنیم تا هیچیک از کتابداران از ثواب خدمت به کودکان بیبهره نمانند. سارا اکنون کلاس دوم ابتدایی و به کتاب و کتابخانه بسیار علاقهمند است.
من به مهدها و مدرسههای ابتدایی میروم و برای کودکان قصهخوانی میکنم و خاطرات زیادی با کودکان دارم. گرچه معتقدم هرچه در راه تحقق هدف علاقهمند کردم کودکان به کتاب و کتابخوانی تلاش کنیم هنوز جای کار بیشتر در این عرصه مهم وجود دارد.
مژگان برمکی
کتابدار
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....