حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از سال 85 و همزمان با گزارش ناپدید شدن مرد ی به نام خسرو آغاز شد.
خانواده او در شکایت خود گفتند؛ خسرو صبح برای رفتن به محل کارش از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش نیز در دسترس نیست.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، خسرو با یکی از کارمندانش به نام هوشنگ اختلاف و درگیری داشت و چند بار از سوی او تهدید شده بود.
ماموران سراغ هوشنگ رفتند اما او همزمان با گمشدن خسرو، ناپدید شده است که این شک پلیس به او را بیشتر کرد.
سرانجام بعد از چند روز هوشنگ دستگیر شد که در ابتدا منکر اطلاع از سرنوشت خسرو شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و به قتل اقرار کرد.
او در تشریح جنایت گفت: چند سال در شرکت کار میکردم. چندی قبل با خسرو اختلاف پیدا کردم و او مرا اخراج کرد. بعد از بیکار شدن، نتوانستم کاری پیدا کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم سنواتم را از خسرو بگیرم. سراغ او رفتم و درخواست سنوات را کردم که قبول نکرد. مدرکی برای شکایت از او نداشتم. بیپولی آزارم میداد و روز حادثه تصمیم گرفتم هر طور شده طلبم را از او بگیرم. قصد کشتن خسرو را نداشتم. قبل از اینکه وارد شرکت شود، سد راهش شدم و ضربهای به سرش زدم که باعث مرگش شد. او را با ماشین به محلخلوتی بردم و جسد را به آتش کشیدم.
بعد از تحقیقات مقدماتی، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهم به قتل پای میز محاکمه ایستاد و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. با اعتراض متهم پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و رای دادگاه تائید شد.
در حالی که هوشنگ در یک قدمی چوبه دار قرار گرفته بود، اولیایدم قبول کردند در برابر دریافت دیه رضایت دهند. متهم هم عنوان کرد با فروش خانهاش دیه را پرداخت میکند که بعد از مدتی از تصمیمش منصرف شد.
خسرو روز گذشته به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران آمدهبود گفت: 13 سال است در زندان هستم. ابتدا قبول کردم دیه را بدهم اما به خاطر وضعیت اقتصادی، کسی خانهام را نمیخرد.
در ادامه اولیایدم درخواست قصاص را مطرح کردند.
قضات دادگاه باتوجه به ادعای قاتل و درخواست اولیایدم برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....