در روزگاران گذشته سفرنامهها تنها منبع اطلاعات دست اول درباره یک شهر، دیار و کشور دیگر محسوب میشدند و در نقطه اوج توجه بودند. مردم از طریق سفرنامهها میتوانستند به تفاوت زبان و اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی جوامع دیگر پی ببرند، اطلاعاتی که دستیابی به آنها از طریق کتابهای تاریخی میسر نبود. سفرنامهها گذشته از ارزش تاریخی، حتی در تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه نقش داشتند. پس سفرنامه حاصل کنجکاوی و تلاش مسافرانی بوده که تجربههای خود را
از فرهنگی غریب به فرهنگی دیگر انتقال میدهند. همچنین سفرنامهها علاوه بر ارائه اطلاعات تاریخی، جغرافیایی و معیشتی نقش بسیار مهمی در معرفی فرهنگ دیگر سرزمینها داشتهاند. ادبیات هم به عنوان یکی از بخشهای مهم فرهنگ خواهناخواه خود را لابهلای سطور سفرنامه جای میدهد و سفرنامهنویس هم نکاتی را از فرهنگ و ادب منطقهای که به آن سفر کرده وارد متن خود میکند و هم صاحب سبک بوده و با نوع نگرش و نگارش خاص خودش یک اثر ادبی را خلق کند.