حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یکی از این نوع پیشوندها که اتفاقا بسیار هم رایج شده تعبیر «استاد» است!
استاد در موارد مختلفی به کار میرود از جمله:
دارندگان درجه تحصیلی خاص و اعضای هیات علمی
دارندگان مهارت، افراد حاذق، برای مثال در این بیت نظامی گنجهای:
ز گوهر سُفتن استادان هراسند/که قیمتمندی گوهر شناسند
معلمان، آموزگاران، مدرّسان
برای مثال در این بیت ظهیر فاریابی:
تمتّعی که من از فضل در جهان دیدم//همین جفای پدر بود و سیلی استاد
رئیس، سرور، مهتر قوم
برای مثال در این بیت کسائی مروزی:
رودکی استاد شاعران جهان بود//صد یک از وی تویی کسائی؟ پَرگست[یعنی هرگز، معاذا... ]
گاه نیز به صورت «اوستا» برای صاحبان تجربه در مشاغلی همچون بنّایی، نجّاری و مانند آنها به کار میرود.
برای مثال در این بیت مولوی:
هرکه گیرد پیشهای بیاوستا/ریشخندی شد به شهر و روستا.
***
یکی از آثاری که به کوشش مرحوم ایرج افشار _که خدمات ارزندهای در معرفی میراث مکتوب ایران زمین به عمل آورده_منتشر شده کتابی است با عنوان «آشپزی دوره صفوی» شامل دو رساله به نامهای «کارنامه در باب طبّاخی و صنعت آن» اثر حاجی محمدعلی باورچی؛ و «مادّهالحیوه» اثر نورا... ، آشپزباشی شاهعبّاس.
هر دو رساله در واقع شامل دستور پخت غذاهای مختلف آن روزگار بوده و بسیار خواندنی و قابل توجّه است.
ابتدای رساله مادّهالحیوه مطلب کوتاهی درباره استاد و صفات وی آمده که اگرچه بظاهر درباره استاد آشپزی است امّا در حقیقت میتوان -غیر از یک سطر-آن را که نمونهای از تعریف استاد و استادی در سبک زندگی ایرانی-اسلامی است تعریفی جامع برای همه استادان در تمام حوزهها و رشتهها دانست.
اینک متن این مطلب:
«فصل در بیان آنکه استاد کیست و صفت استاد چیست
استاد آن است که به هیچ وجه من الوجوه
از ابتدا تا انتها از کار خود غافل نشود و به امید هیچ کس نگذارد و عُجب و غرور که افعال شیطان است به خود راه ندهد و به دیانت و امانت موصوف باشد. و صفت او آن است که پا از دایره شرع بیرون ننهد و در هر وقت از صلوه و صوم خالی نباشد و مرتکب مناهی نگردد و ظاهر و باطن خود را پاک و پاکیزه نگه دارد و جمیع اسباب و آلات طبخ را پاکیزه نگه دارد و مخصوصا گوشت را آب کشیده کار کند که لذّت طعام و لذّت دست از تقوی و طهارت پیدا میشود.
و غیرت و حمیت و بردباری و خُلق خوش و نیکوکاری و با عمله سازگاری لازمه این کارست و مردانگی و جَلدی خدا داده است. از بیحیایی اجتناب باید کرد و از پُرآهی احتراز که راه غالب است.
بیت:
هر که او نیک میکند یا بد// نیک و بد هر چه میکند یابد
***
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم //تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
و هر کس که بدین صفتها که از صد یکی و از بسیار اندکی گفته شد موصوف شود او را استاد میتوان گفت و بدو عاریه نیست، واگرنه جای عیسی آسمان و جای طوطی شاخسار .
نظم:
نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند//نه هرکه آینه سازد سکندری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست//نه هرکه سر بتراشد قلندری داند.»
علیرضا مختارپور
دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....