بازی پرسپولیس در برابر استقلال خوزستان، اپیزود دوم خشونت در ورزشگاه بود که قسمت اولش را هفته قبل در بازی پرسپولیس - فولاد دیده بودیم. پنجشنبهشب هواداران خشمگین برای انتقام به ورزشگاه آمدند. بازی در گرمای کشنده اهواز شروع شد آن هم در حالی که بازار فحش و سنگ روی سکوها بهمراتب از بازار فوتبال داغتر بود. سنگهایی که انگار از کوه تراش خورده بودند، مدام به زمین میآمد و چند بار در بازی وقفه ایجاد کرد.
برانکو این سنگها را به صخرههایی تشبیه کرد که میتوانست جان بازیکنانش را به خطر بیندازد. بازیکنان پرسپولیس هم در پایان بازی از اینکه سالم هستند ابراز خوشحالی کردند. خشونت سکوها، آغاز بازی در نیمه دوم را به تاخیر انداخت و خوشحالیم که سرانجام این بازی بدون تلفات تمام شد، اما همیشه همه غائلهها، ختم به خیر نمیشوند.
اگر اتفاقی ناخوشایند و شاید فاجعهبار در اهواز میافتاد، چه کسی جوابگو بود؟ حتما باید مانند بازی ایران با ژاپن، کشته بدهیم تا حساب کار دست فدراسیون بیاید؟ آنچه در اهواز دیدیم، هر چه بود، فوتبال نبود. بازی زیر سایه ترس و وحشت بازیکنان دو تیم رمق نداشت و داور بازی هم بارها قطع بازی به دلیل اتفاقات سکوها را خودخواسته محاسبه نکرد تا بازی زودتر تمام شود.
مسئول این وضعیت، افرادی بودند که با چهرههای برافروخته و سنگهای درشت، روح فوتبال را نشانه رفته بودند و بالاتر از آن، مسئول این وضعیت، برگزارکننده بازی یعنی سازمان لیگ (شما بخوانید فدراسیون فوتبال) بود که اجازه داد این شرایط 90 دقیقه به بازی آسیب بزند.
هر بازی برای برگزاری باید استانداردهایی داشته باشد که این بازی اصلا واجد آن استانداردها نبود. کاش سلامت افراد درون فوتبال به اندازه پول فوتبال مهم بود؛ چرا بوقچیها تا این حد قدرت گرفتهاند که روح و نفس و نَفَس مسابقات را در اختیار بگیرند؟ چند بار باید از یک سوراخ گزیده شویم تا چشمانمان را باز کنیم؟
فدراسیون فوتبال که امتحان فرهنگیاش را در جام جهانی پس داد و برخلاف تیم ملی، یک بازنده محض بود، حالا باید پاسخ دهد که چرا باید ورزشگاههای ما به محلی برای تاخت و تاز عدهای خاص تبدیل شود؟
رضا پورعالی
روزنامهنگار