شاگردان گفتند: خدا ما را بکشد، مگر شما هم عیب و ایراد دارید؟
حکیم گفت: بلی.
شاگردان گفتند: میشود مثال بزنید؟
حکیم گفت: مثلا همین که الان بجای آنکه بنشینم کتابی بنویسم، جملات قصاری بگویم، پیج اینستاگرامم را بهروز کنم، کلا یک کار به درد بخور انجام بدهم، اینجا وایستادم دارم با شما شاگردان کندذهن کلکل میکنم. سپس دمپاییاش را درآورد و به سوی شاگردان پرت کرد و خاموش شد!
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)