حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«پدرم همیشه قهرمان زندگی من بوده و هنوز هم هست». مهدیه نصیری این را میگوید و اضافه میکند: معمولا وقتی درباره شهدا حرف میزنیم از خاطراتشان میگوییم و از درد فراق آنها. کمتر پیش میآید منش و روش آنها را شرح دهیم و من دلم میخواهد بگویم پدرم برای خانوادهاش، برای همسرش و برای من و حجابم ارزش و شان ویژهای قائل بود. در فامیل نصیری همه میدانستند مهدیه تمام دوران کودکی را روی زانوی پدر نشسته یا در نبودش با عکس پدر حرف زده است. همیشه بهترین امکانات و اسباب بازیها برای مهدیه بود، بهترین خوراکیها و حق تقدم برای هر کاری چون حاج شعبان برای دخترش و برای چادری که برسرش بود احترام ویژهای قائل میشد. مهدیه نصیری میگوید پدرش هرگز او را به کاری مجبور نکرده است؛ با احترام گذاشتناش، او را تشویق میکرده و چیزی را به او داده که این روزها کمتر دختران از آن نصیب میبرند. او از پدرش حس محترم بودن، ارزشمند بودن و منزلت داشتن را هدیه گرفته و سرمایه زندگیاش کرده است.
دختر شهید نصیری هرگز نبودن پدرش را احساس نکرده است حتی وقتی به جنگ میرفت یا در ماموریت بود. برای مهدیه نصیری، حضور پدر موثرتر و پررنگتر از آن بود که تحت تاثیر مکان و جغرافیا قرار بگیرد و حالا که پدر برای همیشه رفته، از برآورده شدن آرزوی او احساس آرامش میکند. مهدیه نصیری میگوید: خدا را شکر میکنم که اگر پدرم حالا نیست، به خواسته و آرزویش رسیده است. من، برادرم را زمانی ازدست دادم که فقط 22 سال داشت و مدتها زمان برد تا خودمان را پیدا کنیم و به زندگی عادی برگردیم چون مرگ او به معنای از دست رفتن و از دست دادن بود، اما شهادت پدر او یعنی به خواستهاش رسیده است و من آرامم چون پدرم رویاهایش را دنبال کرد و به آرزویش رسید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....