درددل‌های مادر سارا عبدالمالکی، راگبی باز مصدوم؛

همه فراموش کردند جز«دایی»

دو سال از سانحه رانندگی سارا عبدالمالکی، راگبی‌باز ایران و مربی هندبال گذشت و او همچنان به امید وعده‌های داده شده مسئولان روزهای سختی را سپری می‌کند.
کد خبر: ۱۱۰۶۱۱۱

بعد از این که عکس‌های یادگاری با سارا تمام شد و برای پاسخ به افکار عمومی وعده‌های بسیار در رسانه‌های گوناگون داده شد، این روز‌ها دختر جوانی که از قسمت مهره‌های کمر و جمجمه آسیب دیده بود، با حمایت خانواده‌اش روزگار می‌گذراند.

دختر 23 ساله راگبی با همه بی‌تفاوتی اطرافیان ورزش، دست از تلاش برنداشت و این روزها در قایقرانی معلولان فعالیت دارد.

مریم ابوترابیان، مادر سارا وقتی با ما گفت‌وگو می‌کند، بغضی در گلو دارد. او درباره آخرین شرایط دخترش می‌گوید: سارا همچنان از قسمت قفسه سینه به پایین حس ندارد. نزدیک دو سال است کار درمانی و فیزیوتراپی انجام می‌دهیم اما دلسردی سارا سبب شده تا روند درمانی متوقف شود.

مادر سارا انتخاب قایقرانی برای او را سخت تلقی می‌کند،‌ اما می‌گوید: قایقرانی ورزش سختی برای ساراست و حتما باید یک نفر کنارش باشد. با وجود این، به سارا هیجان می‌دهد و این هیجان با روحیه‌اش سازگار است. سارا در این رشته خوب پیشرفت کرده و امیدوار است روزی در رقابت‌های پارالمپیک شرکت کند.

پیش از این درباره بدقولی ستاره‌های ورزش در قبال خانواده عبدالملکی خیلی شنیده بودیم. همان‌هایی که در ماه‌های نخست بستری شدن این دختر ورزشکار به بالینش می‌آمدند و وعده‌های مالی برای تامین هزینه‌های سنگین درمان او می‌دادند، اما با گذشت زمان همه وعده‌ها فراموش شد. خانم ابوترابیان می‌گوید: یکی دو ماه اول از ورزشکار گرفته تا هنرمند همه می‌آمدند اما بعد دیگر خبری نشد. اکنون فقط همسر علی دایی در کنار ساراست که واقعا از او ممنونیم. ماه به ماه این خانم هزینه‌های درمانی سارا را پرداخت می‌کند.

علی دایی از همان روزهای اول حادثه رانندگی برای سارا در بیمارستان بر بالین او حاضر شد و به خانواده عبدالملکی قول داد، حاضر است به این ورزشکار کمک کند. او تاکنون سر حرفش ایستاده است. مادر سارا می‌گوید: از دایی و همسرش تشکر می‌کنم که در این مدت ما را شرمنده محبت‌های خودشان کردند.

در جامعه ما امکانات مناسبی برای افراد معلول وجود ندارد. وقتی با مادر سارا صحبت می‌کنیم بیشتر به این نکته پی می‌بریم. او می‌گوید: فردی در جامعه ما با شرایط سارا از حداقل رفاه و امکانات اجتماعی محروم است. مثلا برخی سرویس‌های اینترنتی تاکسی قبول نمی‌کنند مسافر با ویلچر سوار کنند. بقیه سیستم حمل و نقل شهری هم که اوضاعش برای این افراد مشخص است. به خاطر رسیدگی به کارهای سارا یک نفر همیشه باید همراه او باشد و من کارم را کنار گذاشتم تا به کارهای سارا برسم. دخترم با همه این مشکلات و با این که از لحاظ روحی ضعیف شده، اما کلی دوست قطع نخاعی در شبکه‌های اجتماعی دارد و مدام به آنها امید می‌دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها