در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باید یک بار حوصله کنیم، قشون بفرستیم به کارگاه ساقه طلایی و داغ و درفشش کنیم که این چه وضع بیسکویت تیار کردن است.ما که جنگاور مُردیم هیچ این اغذیه اطفال و نسا ست که ظریف و نازک تر از مایند . خوش نداریم رعیت به عذاب باشند، لب و لوچه رگ به رگ میکند و حقیقتا کارگر خفهکن است!
در همین اثنا دیدیم خشایار نعره برآورد و نچنچ کرد. قوطی کمپوت دم دستمان بود پرت کردیم که: صدبار نگفتم عربده انکرالاصوات نزن؟
عارض شد که قبله عالم چه نشستهاید که علی عبدالله صالح ناکار شد. جمجمهاش را ترکاندند.
فرمودیم: کیست؟ گفت: از رجال سیاسی ولایت یمن بوده که به رعیت خویش خیانت کرده و به دامان عربستان پناه برده بود و برگشتنا به دیار خویشتن نیز تحتالحفظ عربستان بوده و خلاصه نیروهای غیور مردمی تاوان خیانتش را کف دستش گذاشتهاند.
بعد، از روی ماسماسکش فتو و فیلم نشانمان داد که دیدیم یا زیارت پنج تن، چنان جمجمهاش را پکانده بودند که مسلمان نشنود، کافر نبیند!
فوق النهایه ملول گشته و فرمودیم چپقی را که مدتها کنار گذاشته بودیم، چاق کنند دودی بگیریم. خشایار چپق را که چاق کرد، مرخصش کردیم ریش خارانده به این اندیشیدیم که سزای خیانت به وطن جز همین باشد خطاست... رجل سیاسی که به رعیت نجیب و مظلوم پشت کند و زیر علم یکی دیگر سینه بزند، عاقبتش همین است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: