راپورت‌های میرزا ادریس‌

اداره فخیمه نظمیه،‌ حواسسش به همه چی هست...

دیشب بعد چاشت نشستیم به وررفتن با ماسماسک همراه. در پروگرام اینستاگرام بودیم که یک فقره فیلم دیدیم از دستگیری جوانکی به نام وحید خزایی. خشایار را به اندرونی طلبیده، پرسیدیم این جوانک کیست. به نظر می‌رسد از جوانان ممالک محروسه است. سرسراغ کنید عثمانی پدرسوخته، بی‌دلیل رعیت ما را به بند و یوغ نکشیده باشد.
کد خبر: ۱۰۹۹۶۹۵

عارض شد: همان بهتر که دستگیر شد جوانک مزلف.

فرمودیم چطور.

عرض کرد: تصدقت گردم. وی عمله‌بنا بود و کارگری می‌کرد. دو سال من قبل هذا مخ بسیاری از نسوان مملکت کار گرفته با همه آنها فوتوی ناجور انداخت. فوتوها در اینترنت منتشر گشت و بعد دفاعیه پر کرد که دادنامه می‌نویسد و به عدلیه عارض می‌شود و اینها همه نوامیس من بوده و من از منتشرکننده شکایت خواهم کرد و وی در ادامه افزوده، پلیس فتا حواسش به همه چیز هست. بعد اداره فخیمه نظمیه وی را کت بسته مقر آورد و ایشان اذعان کرده که مخ نسوان کار گرفته و همه این فوتوها در مهمانی‌های آنچنانی گرفته شده است. فرمودیم بعد چه شد.

عارض شد: بعد به عثمانی گریخته و در آنجا معاش می‌کند.

پرسیدیم: کسب و پیشه چه دارد؟

گفت: شب به شب فیلم پر می‌کند و توی فیلم‌هایش قر می‌دهد و به این و آن لیچار بار می‌کند.

عنان از کف داده، کاغذ نوشته، فرستادیم به حدود مرزی که سرحدات محکم ببندند که یک همچین موجوداتی پای به خاک مقدس ممالک محروسه نگذارند. یک نامه هم نوشتیم به اردوغان افندی در عثمانی که نامبرده تا سر عقل نیامده از حبس آزاد نکند. یک نامه دیگر نوشتیم بدهیم در اینستاگرام و کانال همایونی منتشر کنند و به رعیت فرمودیم، گول این آدم‌های چیپ و فرومایه که بای نحو کان تمایل دیده‌شدن دارند، نخورند که این مجانین به خود آمده تغییر سبک زندگی دهند. امروز هی نامه نگاشتیم، مچمان درد گرفته. عجالتا برویم مقادیری روغن کرمانشاهی بمالیم کمی درد بخوابد. زیاده فرمایش نداریم. باقی بقایمان، دنیا فدایمان.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها