حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مرتضی چه اتفاقی افتاد؟ همه نگرانت بودند.
اواخر بازی احساس کردم نفسم دیگر بالا نمیآید. مشکل داشتم. بسختی نفس میکشیدم و حالم بد شد. به همین دلیل روی زمین افتادم و دیگر نتوانستم بلند شوم. پس از آن مرا سریع به آمبولانس بردند که آنجا ماسک اکسیژن گذاشتم.
اصلا چرا اینقدر حالت بد شد؟ پزشکان چیزی در این باره نگفتند؟
دو سه روز قبل از مسابقه حالم خراب شد. ویروسی شده بودم و زیاد وضع جالبی نداشتم ولی چون تیم نیاز داشت، پزشکان به من قرص دادند. خیلی فشرده قرصها را مصرف کردم. فکر میکنم نزدیک 20 قرص خوردم تا شاید حالم بهتر شود. اگر با خودم بود نمیخواستم بازی کنم.
ولی مجبور شدی به زمین بروی.
به هر حال این تصمیمی بود که پزشکان و مربیان گرفتند و من هم باید بازی میکردم، ولی واقعیت این است که اصلا شرایط حضور در زمین را نداشتم. تلاشم را هم کردم و به نظرم خودم برای تیم مثمر ثمر بودم. نیمه دوم بود که در شکمم احساس درد کردم. به پزشک تیم هم گفتم ولی این درد رفته رفته بیشتر شد. دقیقه 90 که شد، احساس کردم نمیتوانم نفس بکشم و یک لحظه از هوش رفتم.
فکر کنم خیلیها هم تماس گرفتند.
بله، خیلیها زنگ زدند و نگران بودند. باید از همه کسانی که تماس گرفتند، تشکر کنم. خانوادهام خیلی نگران بودند و به اولین کسی که فکر میکردم، مادرم بود. خیلی زود این خبر در رسانههای ایران منتشر شد و مادرم دیده بود. همه نگرانی ام او بود، چون میدانستم چه حالی دارد. وقتی با هم حرف زدیم،گریه میکرد و یک لحظه به خودم گفتم اصلا چرا باید فوتبال بازی کنم که مادرم چنین حس و حالی داشته باشد؟
الان که وضعیتت خوب است.
بله، خدا را شکر الان خیلی بهتر شدهام. چون سیستم دفاعی بدنم ضعیف شد، این اتفاق افتاد و الان مشکلی ندارم. یکی دو روزی استراحت میکنم و احتمالا پس از آن در تمرینات تیم حاضر میشوم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....