حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید در ابتدا که این خبر پخش شد دو طیف در آمریکا بیش از دیگران در صدد کشف هویت فرد تیرانداز بودند. طیف نخست مسلمانان بودند که معمولا پس از حوادث این شکلی مورد هجمه قرار میگیرند و دومین طیف مالکان کارخانههای تسلیحاتی بودند.
بدون شک اگر فرد تیرانداز وابستگی به گروههای اسلامگرا نداشته باشد پس دلیلی که او توانسته دست به چنین جنایتی بزند به طیف دوم یعنی مالکان کارخانههای تسلیحاتی باز میگردد که با فراهم آوردن زمینههای لازم برای دسترسی آسان افراد خاطی به سلاح در نگاه افکار عمومی آمریکا در چنین جنایتی شریک قلمداد میشوند.
خبر آمد که برخلاف ادعای گروه تروریستی داعش که اعلام کرد فرد تیرانداز از افراد این گروه بوده، او هیچ ارتباطی با گروههای تروریستی آن سوی مرزهای آمریکا نداشته است. آنطور که از گزارشها بر میآید او نه فردی وابسته به گروههای تروریستی خارج از مرزهای آمریکا و نه فردی سرخورده از جامعه آمریکا به دلیل فقر بوده است، بلکه او شخصی بود که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بوده و تنها دلیلی که میتوان برای ارتکاب این جنایت از او بر شمرد، نوعی پوچی است که در جوامع صنعتی گریبانگیر برخی شهروندان میشود. افرادی که با دسترسی آسان به سلاح هر از گاهی دست به جنایتهایی میزنند که عمدتا هیچ انگیزهای در آن وجود ندارد و بیشتر ناشی از سرخوردگی یا تفنن ناشی از پوچگرایی است.
حال پس از مرگبارترین کشتار مسلحانه تاریخ آمریکا، این جامعه با علامت سوال بزرگی روبهرو است و آن اینکه چرا با گذشت سالها و کشتارهایی از این دست هنوز این کشور نتوانسته تکلیف خود را با آزادی حمل سلاح مشخص کند.
بدون شک، پاسخ به این پرسش لابیگری قدرتمندی است که شرکتهای سازنده اسلحه در پاتوقهای سیاسی آمریکا دارند. رئیس جمهور آمریکا اگر هم قدرت آن را داشته باشد، اما از ترس جان خود قادر به طرح ممنوعیت سلاح در آمریکا نیست. باراک اوباما، رئیسجمهور سابق وقتی با اندوه تمام درباره کشتاری مشابه صحبت میکرد قادر به اعلام این جمله که دلیل این همه کشتار کارخانههای اسلحهسازی هستند، نبود. چنین اظهارنظری میتواند هر ساکن کاخ سفید را به سرنوشت جان اف کندی، رئیسجمهور اسبق آمریکا دچار کند. اما نمایندگان کنگره آمریکا که راحتتر میتوانند در این باره صحبت کنند آنها نیز به دلایل خاصی از جمله کمکهای دریافتی برای کمپینهای انتخاباتی خود از محکوم کردن آزادی تسلیحات خودداری میکنند.
ترفند پدوک
شلیک بیوقفه و مسلسلوار گلولهها پلیس حاضر در صحنه را به این نتیجه رسانده بود که وی از یک سلاح تمامخودکار مانند مسلسل یا تیربار استفاده کرد. برخلاف سلاحهای نیمهخودکار موجود که برای هر شلیک باید ماشه را چکاند، سلاحهای خودکار این قابلیت را دارند که با یک بار چکاندن ماشه و تا پایان یافتن فشنگها، رگباری از گلوله را به سمت هدف شلیک کنند. حمل و فروش این سلاحها اکنون برای سه دهه است در ایالاتمتحده ممنوع شده و آنگونه که مشخصشده است، پادوک نیز از یک سلاح خودکار استفاده نکرده بود، بلکه سلاح وی یک سلاح نیمهخودکار بوده است.
مقامات پلیس به آسوشیتدپرس گفتهاند این قاتل 64 ساله در دو سلاح نیمهخودکار خود از Bump Stock استفاده کرده که به Bump Fire نیز مشهور است. این ترفند عبارت است از ابزاری که از لگد سلاح هنگام شلیک برای مسلح کردن مجدد آن استفاده میکند که حسی شبیه سلاح تمامخودکار ایجاد میکند و فروش و استفاده از آن هیچ منع قانونی ندارد. طی این سالها، تلاشهای غیرقانونی زیادی برای شبیهسازی سلاحهای خودکار از سوی برخیها صورت گرفته بود که همگی با شکست مواجه شدند، اما Bump Fire اولین نمونه موفق از ابزارهای شبیهساز این سلاحها شد.
در واقع این ابزار وسیلهای است که بهجای قنداق سلاح مینشیند و فشار بر آن در حال شلیک به جلو منجر به فشار مستقیم به ماشه شده و بازگشت ماشه بهجای نخست را موجب میشود که با فشار مداوم انگشت بر ماشه، سلاح دقیقا عملکردی شبیه سلاح تمامخودکار را شبیهسازی میکند. سرعت شلیک در این حالت (بسته به نوعِ سلاح) برابر با 400 تا 800 دور در دقیقه خواهد بود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....