یک نظام دوقطبی ایجاد شد و در عین حال شاهد شکلگیری نهادهای بینالمللی در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بودیم که نقش موثری در بسیاری از فرهنگها داشتند. البته در عرصه سیاسی بسیار برجستهتر بود و انتظار میرفت این سازمان که هدفش ایجاد امنیت بینالمللی در عرصه جهانی و البته تحت تاثیر سیاستهای قدرتهای بزرگ قرار داشت در چارچوب و ساختاری که برای شورای امنیت تعریف شد عملا منافع، سیاستها و رویکردهای پنج قدرت بزرگ اتمی که به نوعی در نقش سازمان ملل در بحرانهایی که در چند دهه گذشته ایجاد شده است تعیینکننده بود. دولتهای دائم عضو شورای امنیت سازمان ملل منافعشان با هم همسو بود توانستند در بخشی از بحرانها نقش فعالی بازی کنند، اما در آن زمینههایی که منافعشان همسو نبود عملا شورای امنیت سازمان ملل نقش منفعلانهای داشت و این موضوع را میتوان در نقاط مختلف مورد بررسی قرار داد.
آمریکا، انگلیس و فرانسه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت بسیار تلاش کردند تا در بسیاری از بحرانهای بینالمللی از سازمان ملل بهعنوان ابزاری برای رسیدن به سیاستهای خود و توسعه قلمرو نفوذشان در مناطق مختلف جهان و آسیا استفاده کنند، در جاهایی که با مخالفت چین و روسیه همراه بود عملا در استفاده از ابزار سازمان ملل ناکام بودند. نمونه آن را میتوان در ماجرای سوریه دید. آمریکاییها و اروپاییها تلاش کردند از ابزار سازمان ملل برای مشروعیتبخشیدن به سیاستهایشان در سوریه استفاده کنند که روسیه و چین با این سیاستها مخالفت کردند و عملا سازمان ملل نقش منفعلانهای داشت، اما اخیرا شاهد پررنگتر شدن نقش سازمان ملل در سوریه و عراق هستیم،با توجه به تهدیداتی که از سوی داعش متوجه این کشورها شده نقش همسوتری با چین و روسیه برای صلح و امنیت در آن منطقه داشته و همراه هستند، البته در عین حال نمیتوان به طور قاطع در این مورد صحبت کرد و با اما و اگرهایی باید این موضوع را مورد بررسی قرار داد.
در جاهایی که تضاد منافع میان اعضای شورای امنیت وجود داشت در عرصه عمل قادر به انجام اقدامی نبود، که میتوان آن را در سوریه مشاهده کرد، در موضوع عراق در سال 2003 آمریکا بسیار تلاش کرد که مجوز شورای امنیت را برای حمله به عراق به دست بیاورد، کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا عکسهای ماهوارهای را به اعضای شورای امنیت سازمان ملل ارائه میداد که نشان دهد عراق در حال ساخت سلاحهای کشتار جمعی است، به این ترتیب تلاش میکرد اعضای شورای امنیت سازمان ملل را برای صدور مجوز لازم برای حمله به عراق اقناع کند اما مخالفت روسیه، چین، فرانسه و آلمان باعث شد که آمریکا نتواند مجوزهای لازم را بگیرد. بنابراین به صورت یکجانبه به عراق حمله کرد و تبعاتش هم گریبانگیر آمریکا شد، اما در جایی که منافع قدرت بزرگ در سازمان ملل همسوتر بود به نحو دیگری تصمیمگیری میشد از جمله در ماجرای کره شمالی، چین و روسیه، آمریکا درصدد مهار کره شمالی بوده و قطعنامههایی علیه کرهشمالی تصویب میشود، بنابراین باید هر بحران را به صورت خاص مورد بررسی قرار داد و نمیتوان به صورت قاعده کلی این موضوع را مطرح کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم و با توجه به تغییر و تحولاتی که در عرصه بینالملل بعد از پایان جنگ سرد در مورد موضوع لزوم تغییر ساختار شورای امنیت سازمان ملل صحبت و در مورد انجام اصلاحات در نهادهای سازمان ملل مباحثی عنوان شد اما هیچ کدام از این طرحها با توجه به تمام تلاشهایی که برخی کشورها از جمله هند، آلمان، برزیل یا آفریقای جنوبی در جهت عضویت تلاش کردند که عضو دائم شورای امنیت بشوند تحقق پیدا نکرد به این دلیل که در نظام بینالملل قدرت کشورها تعیینکننده است و همچنان کشورهای بزرگ و قدرتمند نظام بینالملل را شکل میدهند.
اصلاحات در درون سازمان ملل و در چارچوب منشور سازمان ملل در اختیار شورای امنیت است، تا زمانی که اجماعی میان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل صورت نگیرد این اصلاحات تحقق پیدا نخواهد کرد.
البته با توجه به تضاد منافعی که میان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل وجود دارد عملا اصلاحات در ساختار سازمان ملل به حاشیه تبدیل شده و در عمل نه کشورهایی که مدعی پیوستن به شورای امنیت هستند و نه اعضای دائم شورای امنیت در این مورد حاضر به بحث و مذاکره سیاسی نیستند.
مرتضی مکی/ کارشناس مسائل بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم